منتظر نظرات و پيشنهادات شما دوستان هستيم
Mobile : 09191878456
Email : mafi.hassan@gmail.com
کاشت
در شبه قاره هند که بزرگترین تولید کننده عدس در دنیا می باشد، گیاه را در
طی فصل زمستان در خاکهایی که رطوبت حاصل از بارانهای موسمی را در خود
ذخیره کرده اند، می کارند. در ارتفاعات پائین کشورهای مدیترانه ای گیاه را
طی زمستانهای مرطوب می کارند. در ارتفاعات بالا در ترکیه و ایران گیاه را
بصورت بهاره در خاکهایی که در طی زمستان رطوبت ذخیره کرده اند می کارند.
لازم به ذکر است در بعضی مناطق عدس در تناوب یکساله با غلات مخصوصاًَ پس
از برنج به عنوان کود سبز کاشته می شود و یا بصورت کشت درهم اغلب با جو،
خردل، نیشکر پائیزه یا کرچک کاشته می شود عدس سازگاری زیادی به انواع
خاکها نشان می دهد و می توان در خاکهای رسی سنگین تا شن لومی آن را کاشت
عدس در خاکهای با حاصلخیزی متوسط تا کم نیز واکنش خوبی نشان می دهد. عدس
را در خاکهای با PH حدود 5/5 تا 9 می توان کاشت. البته بسیاری از
ژنوتیپهای عدس به شوری خاک حساس هستند هر چند مقاومت به شوری در عدس بیشتر
از لوبیا سبز، سویا و لوبیا چشم بلبلی و کمتر از بسیاری از غلات مانند
نخود، خلرو باقلا می باشد.
نحوه آماده سازی زمین و تاریخ کاشت
نحوه آماده سازی زمین به نوع خاک وسیستم کاشت بستگی دارد. هدف از شخم تهیه
بستری نرم، فشرده و فارغ از علف هرز است که ضمن افزایش سرعت جوانه زنی
مقدار بیشتری آب در خود نگه می دارد. زمین 1 یا حداکثر 2 مرتبه شخم می
خورد که نوبت دوم به منظور پوشاندن بذر است. کاشت در عمق 4 تا 5 سانتی
متری کافی است و افزایش وزن خشک و جوانه زنی مطمئن تر خواهد بود. تأخیر در
جوانه زنی به علت کاشت عمیق چنانچه در درجه حرارت کم باشد افزایش می یابد.
کاشت به صورت هیرم کاری در خاکهای با بافت سنگین که سله می بندند یا در
زمینهای غیر مسطح که احتمال غرقاب شدن وجود دارد دارای مزیت است. تاریخ
کاشت اثرات قابل ملاحظه ای بر عملکرد عدس دارد زیرا تغییر در تاریخ کاشت
منجر به تغییر شرایط محیط گیاه در طی رشد می شود. تاریخ کاشت مطلوب گیاه
از محلی به محل دیگر و گاهی از ژنوتیپی به ژنوتیپ دیگر فرق می کند. تاریخ
کاشت مناسب در دشتهای شمالی و مرکزی هند اواسط آبان تا اواسط آذر است در
هیمالیا که زمستان طولانی تر و رطوبت بیشتر است کاشت عدس بطور مطلوب تا
اواخر آذرماه نیز امکان پذیر است. در ارتفاعات پائین منطقه غرب آسیا کاشت
در اوایل زمستان محصول بهتری نسبت به کاشت در اواخر زمستان یا بهار دارد
در ارتفاعات بالای مناطقی از ایران تاریخ کاشت مناسب. اوایل بهار است
البته با تأخیر در کاشت در این مناطق عملکرد کاهش می یابد ولی مقدار
پروتئین اضافه می شود.
روشهای کاشت عدس
کشت سنتی
در این نوع کشت که معمولا در قطعات کوچک اجرا میشود. با استفاده از شیوهای
سنتی وقدیمی مبادرت به کشت می نمایند. در این نوع کشت پس از اجرای یک شخم
عمیق در پاییز مجدداً در بهار یک شخم تکمیلی انجام می دهند وزمین تسطیح می
شود. پس از هموار نمودن زمین بذر وکود مورد نیاز به وسیله دست بر وی زمین
پاشیده شده وبه وسیله خیش به زیرخاک انتقال داده میشود. در اراضی دیم پس
از اجرای یک شخم عمیق در پاییز برای حفظ رطوبت ذخیره شده و جلوگیری از
تبخیردر بهار هیچ گونه عملیات شخم و برگردان خاک اجرا نمی شود وبه محض
مناسب شدن شرایط کاشت دراسفند ماه و یا اوایل بهار بذر و کود مورد نیاز را
پاشیده و به وسیله دیسک ویا پنجه غازی پوشانده میشود.
کشت مکانیزه
در این نوع کشت که مناسب ترین نوع کشت عدس می باشد در شرایط آبی در پاییز
یک نوبت شخم عمیق 30-25 سانتیمتر اجرا می شود سپس با مساعد شدن شرایط خاک
و هوا یک نوبت شخم تکمیلی به عمق 15-10 سانتی متر اجرا و سپس برای از بین
بردن کلوخه ها از دیسک استفاده می شود باید دقت شود که شخم بهاره به موقع
و به محض گاورو شدن خاک صورت گیرد پس از تسطیح زمین به وسیله ماله با در
نظر گرفتن شرایط آبی و دیم و با توجه به نحوه کار ماشین های بذر کار
مبادرت به کشت می شود.
تراکم
واکنش عدس به تراکم کاشت متفاوت بوده و به شرایط محیطی رشد گیاه و ژنوتیپ
آن بستگی دارد. معمولاً بالاترین محصول با تراکم 300 الی 450 بذر در هر
متر مربع بدست آمده است مطالعات روی تراکم و مقدار بذر جهت کاشت نشان داده
است که در شرایط هندوستان برای عدسهای بذر ریز 60 الی 80 کیلوگرم در هکتار
و انواع بذر درشت 120 الی 160 کیلوگرم درهکتار توصیه شده است.
کود
محصول عدس به میزان 2 تن در هکتار، نیاز به 100 کیلوگرم ازت، 28 کیلوگرم
P2O5 و 78 کیلوگرم K2O دارد. در شرایط همزیستی خوب گیاه با باکتری حدود 85
درصد نیاز گیاه به ازت برطرف می شود. لذا اضافه کردن ازت به خاک تأثیری بر
افزایش عملکرد نخواهد داشت البته در خاکهای شنی که دارای مقدار کمی ماده
آلی باشند افزایش 15 الی 25 کیلوگرم ازت در هکتار عملکرد را افزایش می
دهد. در پاکستان در هر هکتار حدود 15 الی 20 تن کود حیوانی توصیه شده است
حتی اگر در سیستمهای کشت مضاعف به گیاه اول کود حیوانی داده شده باشد کود
حیوانی اثرات خوبی بر عدس ( گیاه دوم) خواهد داشت. نسبت به مقدار فسفر
موجود در خاک حدود 10 تا 40 کیلوگرم فسفر در هکتار باید مصرف کرد. بطور
کلی در سالهای کم باران واکنش به فسفر بیشتر است و بین واکنش عدس به فسفر
و مقدار بارندگی یک رابطه خطی معکوس وجود دارد، کاهش گوگرد قابل دسترس در
خاک محصول عدس را کاهش می دهد هنگامی که کود فسفر به صورت سوپر فسفات
استفاده شود نیازی به اضافه کردن گوگرد نیست لیکن اگر فسفر به صورت سوپر
فسفات وپلی فسفات باشد مصرف گوگرد دارای فواید اثبات شده ای خواهد بود عدس
حساسیت زیادی به کمبود روی نشان می دهد لذا با مشاهده اولین علائم کمبود
بایستی 10 تا 15 کیلوگرم سولفات روی در خاک یا 5 کیلوگرم سولفات روی به
شکل محلول پاشی در شاخ و برگ استفاده کرد.
آبیاری
عدس از نظر نیاز به رطوبت مشابه غلات است و بسته به نوع واریته و محل رویش
نسبت به تعریق گیاه فرق خواهد کرد. بحرانی ترین مرحله نیاز گیاه به آب در
زمان گل دهی می باشد. عدس به آبیاری بیش از اندازه نیز حساس است در خاکهای
سنگین با نفوذپذیری کم و مزارع غیر مسطح غرقابی عملکرد کاهش می یابد.
داشت
مبارزه با بیماریها و آفات و علفهای هرز در مراقبت و نگهداری گیاه اهمیت بسزائی دارد.
علفهای هرز
به استثنای علفهای هرز انگل، عدس دارای علف هرز بخصوصی نیست. با توجه به
اینکه این گیاه با غلات در تناوب است علفهای هرز همان فصل کاشت را می توان
در مزارع عدس مشاهده کرد. از علفهای هرز می توان شیر پنیر، یولاف و گل
جالیز را نام برد. علفهای چند ساله آلودگی کمتری در مزارع عدس ایجاد می
کنند. که میتوان از این گروه قیاق، پیچک و پنجه مرغی را نام برد.
برای مبارزه شیمیایی میتوان از علف کشهای زیر استفاده نمود
تری بونیل و مالوران که قبل از سبز شدن در عدس برای کنترل علفهای هرز پهن برگ استفاده می شود.
برای کنترل علف های هرز برگ باریک از علف کشهای پرونامید، متوآلاکلر و دیلکوفوپ متیل استفاده می شود.
بیماریها و آفات
بیماریها: از بیماریهای عدس میتوان از موارد زیر نام برد:
پژمردگی آوند، پوسیدگی ریشه، بیماری زنگ، سفیدک پودری، سفیدک دروغین، آنتراکنوز و بیماری های ویروسی
آفات: از آفات می توان شته ها، کنه ها، سرخوطومی ها و سوسکهای انباری را
می توان نام برد که به عدس حمله می کنند در این بین کنه ها بیشترین خسارت
را وارد می کنند و سوسکهای انباری تا 80 درصد بذرهای انبار شده را مورد
حمله قرار می دهند.
برداشت
برداشت عدس هم دستی و هم به وسیله ماشین انجام میگیرد.
برداشت پیش از موعد باعث چروکیدگی بذر می شود. زیرا بذرها بطورکلی پر نشده
بوده اند. حال آنکه تأخیر در برداشت باعث ریزش غلافها و کاهش محصول می
شود. بقایای گیاه، کاه و کلش و غلافها منبع غذایی با ارزشی برای دام به
شمار می روند. مرحله مناسب کشیدن یا بریدن گیاه با دست هنگامی است که
رطوبت بذرها حدود 30 درصد باشد و این رطوبت باید برای بکارگیری ماشین (
کمباین) باید 12 تا 14 درصد باشد.
دامنه انتشار
عدس ونژادهای مختلف آن درایران پرورش می یابند. به حالت نیمه وحشی نیز در
نواحی مختلف دیده می شوند. کرمانشاه، همدان، لرستان، خرم آباد، کرمان، بم،
فارس، بوشهر و میناب مهمترین مراکز تولید و پرورش عدس در ایران می باشند.
ادامه مطلب...
برگرفته از سایت www.crop.blogsky.com
"با نظرات و پبشنهادات سازنده خود ما را یاری نمایید"
Mobile : 09191878456
Email : mafi.hassan@gmail.com
بوم شناسی و مدیریت علف هرز
مدیریت علف هرز در بوم نظامهای کشاورزی یکی از بزرگترین مشکلاتی است که کشاورزان با آن مواجهند و خود گویای این نکته است که چرا بیش از نیمی از مواد شیمیایی مصرفی در کشاورزی را علفکش تشکیل میدهد. اما چرا علفهای هرز چنین مشکلزا هستند؟ چه نکتهای در بوم شناسی آنها وجود دارد که آنها را در نظامهای کشاورزی چنین مشکلزا و مخرب نموده است؟
مشکل اصلی که علفهای هرز ایجاد میکنند رقابت آنها با گیاهان زراعی برای عناصر غذایی، نور و آب است. هر چه نیازهای علف هرز به نیازهای گیاه زراعی شبیهتر باشد، رقابت شدیدتری بین آنها وجود خواهد داشت.اگر علفهای هرز در بهرهبرداری از آب یا عناصر غذایی کارآمدتر باشند یا اگر آنها رشد سریعتری داشته باشند و بتوانند بر گیاهان زراعی سایهاندازی کنند و در رقابت برای نور بهتر از گیاهان زراعی عمل کنند میتوانند باعث کاهش جدی و شدید عملکرد نظام کشاورزی شوند.
اما علفهای هرز میتوانند مشکلات دیگری را نیز باعث شوند. بعضی از علفهای هرز که در مزرعه گیاهان علوفهای باقی میمانند میتوانند باعث صدمه زدن به دامها شده و کیفیت علوفه دامی را کاهش دهند. این امر میتواند باعث کاهش کیفیت یا کمیت تولیدات دامی همچون شیر شود. سایر علفهای هرز میتوانند به عنوان زیستگاه بیماریها یا آفاتی عمل کنند که در گیاهان زراعی گسترش مییابند. همچنین سایر علفهای هرز مواد دگر آسیب شیمیایی توید میکنند که تولیدات گیاهانی را که در مجاورت آنها رشد میکنند کاهش میدهند. اما احتمالاً مهمترین دلیلی که علفهای هرز به عنوان یک آفت کشاورزی به حساب میآیند این است که رهایی از آنها بسیار دشوار است!
علفهای هرز یکساله، دوساله و چند ساله
بوم شناسی و مدیریت علفهای هرز یکساله، دوساله و چند ساله با یکدیگر تفاوت دارد. بیش از 80 درصد علفهای هرز اکثر مزارع علفهای هرز یکساله هستند که در یک فصل رشد کرده، تولید مثل نموده و از بین میروند. علفهای هرز چند ساله، سه یا بیش از سه سال زندگی میکنند. علفهای هرز دو ساله چرخه زیستی دو ساله دارند که در سال اول رشد رویشی و در سال دوم تولید مثل میکنند.
· علفهای هرز یکساله تنها توسط بذر تولید مثل و تکثیر مییابند، اما تعداد بسیار زیادی (چند هزار) بذر تولد میکنند که در خاک حفظ میشود و تضمین مناسبی برای رشد آنها در سالهای بعد است. به علاوه، بذر بسیاری از علفهای هرز یکساله میتوانند سالها به صورت خواب در خاک باقی بمانند و به مجرد مساعد شدن شرایط محیطی، جوانه زده و رشد نمایند. روشهای مدیریتی مناسب برای علفهای هرز یکساله در راستای حذف آنها از مزرعه قبل از تولید بذر میباشد. اگر این علفهای هرز امکان تولید بذر نمایند، بسیاری از آنها خواهند توانست هم زمان با کشت گیاه زراعی رشد خود را شروع کنند و رقابتی جدی را با گیاه زراعی به وجود بیاورند.
· بسیاری از علفهای هرز چند ساله بسیار بیش از سه سال زندگی میکنند. تقریباً تمام این گونهها از طریق بذر تولید مثل میکنند. اما بعضی از آنها نیز با تکثیر رویشی حاصل از گرههای زیر زمینی که بر روی ریشهها و ساقهها قرار دارند تولید مثل غیر جنسی دارند. متأسفانه این نکته بدین معنی است که اگر شما اندامهای هوایی چنین علفهای هرزی از بین ببرید، آنها قادرند با خروج اندامهای هوایی از بخشهای زیر زمینی خود حتی گیاهانی بیش از قبل تولید کنند. در اکثر موارد مدیریت مناسب این علفهای هرز به معنی حذف و از بین بردن فیزیکی اندامهای هوایی و ریشههای این گیاهان که بعضی از موارد بیش از یک سال طول میکشد و یا کنترل شیمیایی آنها میباشد. اگر این علفهای هرز چند ساله در بوم نظامهای کشاورزی شایع باشند، تأثیر رقابتی شدیدی بر گیاهان زراعی سیستم خواهند داشت، زیرا سیستم ریشهای آنها به خوبی توسعه یافته است و دارای مواد غذایی ذخیرهای هستند که میتوانند از ان برای رشد ساقهها و برگها استفاده کنند.
· علفهای هرز دو ساله در سال اول ارتفاع چندانی ندارند و در سطح زمین باقی میمانند، زیرا تنها ریشه، ساقه و برگ تولید میکنند. در سال دوم رشد عمودی آنها آغاز میشود و گل و بذر تولید میکنند. راهبردهای مدیریتی مناسب برای این دسته از علفهای هرز، در سال اول مشابه با مدیریت علفهای هرز چند ساله (حذف کامل آن از مزرعه) و در سال دوم مشابه علفهای هرز یکساله (حذف و نابودی علف هرز قبل از تولید بذر) میباشد.
پراکنش بذر علفهای هرز
چرا علفهای هرز در ابتدای فصل زراعی در مزرعه ظاهر میشوند؟ شما مزرعهای را شخم زدهاید و آماده کاشت گیاه زراعی مورد نظر هستید که جوانههای کوچک سبزی را میبینید که از خاک بیرون آمدهاند و میخواهند از همین آغاز فصل رشد بر گیاه زراعی در رقابت غلبه کنند. این علفهای هرز از کجا آمدهاند؟
تحت شرایط معمولی، بذور علفهای هرز همیشه در مزارع کشاورزی حضور دارند. آنها بخشی از بانک بذر که مکانیسم ذخیره بذر در تمام بوم نظامهاست میباشند. بذرها خواه به طور مستقیم از گیاهانی که در مزرعه حضور دارند و خواه به طور غیر مستقیم توسط باد، آب، تجهیزات آلوده کشاورزی و غیره در خاک ذخیره میشوند. هرگاه آنها در خاک حضور یابند میتوانند ساها قبل از جوانهزنی و رشد در آن باقی بمانند. وقتی شما یک مزرعه را شخم میزنید، ممکن است با این عمل بذور علف هرز به سطح خاک بیایند که در این منطقه شرایط محیطی برای جوانهزنی آنها مطلوب است. به علاوه علفهای هرزی که به تازگی جوانه زدهاند یک برتری بر گیاه زراعی دارند، زیرا آنها زودتر جوانهزنی کردهاند و فرصت زیادی برای گسترش ریشهها و رشد اندامهای هوایی و برگها قبل از استقرار گیاه زراعی دارند. بذرها میتواننند توسط باد یا آب نیز وارد یک مزرعه شوند. رواناب آبیاری سایر مزارع یا مناطق طبیعی که در اطراف مزرعه قرار دارند میتواند تعداد زیادی بذر علفهای هرز وارد مزرعه نماید. پراکنش با باد یکی از روشهای مرسوم انتشار بذر گیاهان در طبیعت میباشد و به همان شکل و شدت در مزارع کشاورزی هم در ورود بذر علفهای هرز به مزرعه تأثیر گذارست. حرکت تجهیزات و ماشین آلات کشاورزی از یک مزرعه به مزرعه دیگر نیز میتواند باعث انتشار و انتقال بذر علفهای هرز بشود.
راهبرد مدیریت علف هرز : بهرهگیری از قدرت رقابت
اکنون که میدانیم علفهای هرز همیشه در مزرعه حضور خواهند داشت، چه باید کرد تا از رشد آنها جلوگیری شده و گیاه زراعی را در برابر آن حفاظت کنیم؟ مدیریت ما بر بوم نظامهای کشاورزی تا چه حد میتواند بر رشد علفهای هرز، خواه این رشد را افزایش و خواه کاهش دهد، تأثیر گذار باشد؟ هدف اصلی مدیریت، برتری رقابتی دادن به گیاه زراعی در برابر علف هرز است و این امر با ترکیب روشهای مختلف اصل میشود.
· تراکم گیاه زراعی: افزایش تراکم گیاه زراعی میتواند باعث غلبه آن بر علفهای هرز شود. هر چند این امر ممکن است نتیجه معکوس هم بدهد، زیرا شدت رقابت بین گونهای با علفهای هرز اغلب کمتر از شدت رقابت درون گونهای است.
· تنوع گیاه زراعی: نقش تنوع هنوز کاملاً شناخته نشده است، اما آشکار است که تا حدودی در کاهش رقابت گیاه زراعی با علفهای هرز تأثیر گذار است. نقش تنوع ممکن است بدین ترتیب باشد که آشیانههای اکولوژیک کمتری را برای بهرهبرداری علفهای هرز خالی باقی میگذارد. تنوع ممکن است تا حدودی با تراکم گیاه زراعی نیز مرتبط باشد. تناوب زراعی (تنوع در زمان) نیز میتواند در کنترل علفهای هرز مهم باشد. زیرا باعث گسست و مختل شدن چرخه زیستی علفهای هرز شده و از استقرار علفهای هرزی که در یک منطقه سازگار میشوند جلوگیری نموده و حتی میتواند باعث ریشه کن شدن این علفهای هرز شود.
· آرایش فضایی گیاه زراعی: مطالعاتی که در مورد ارتباط آرایش گیاهان زراعی در یک مزرعه با رشد علفهای هرز صورت گرفتهاند نتایج متناقض و بحثانگیزی داشتهاند. در بعضی مطالعات، پژوهشگران دریافتهاند که مشکلات رقابت با علفهای هرز در محصولاتی که به شکل خوشهای و تودهای در مزرعه قرار دارند کمتر از گیاهانی است که ردیفی کشت شدهاند اما در مطالعاتی دیگر عکس چنین نتایجی حاصل شده است.
· انتخاب رقم و گونه گیاه زراعی: بعضی گیاهان زراعی عادات رشد ویژهای دارند که آنها را قادر میسازد بهتر با علفهای هرز رقابت کنند. تشکیل زود هنگام کانوپی گیاهی و رشد سریع اندامهای هوایی را میتوان مثالهایی از چنین عادات رشدی شمرد. ویژگیهای رشدی که بالقوه در توانایی رقابت نقش دارند هنوز به طور امل شناخته نشدهاند و در حال مطالعه میباشند.
· علفکشها : علفکشها نسبت به سایر روشهای کنترل علفهای هرز دارای برتریهایی هستند. علفکشها نه تنها بسیار موثر و قابل اطمینان هستند، بلکه میتوانند باعث صرفهجویی در زمان و نیروی کار در مزرعه شوند. آنها همچنین امکان روش شخم کاهش یافته را که خود دارای مزایایی است فراهم میآورند. با این حال استفاده از علفکشها به دلیل اثراتی که بر محیط بیرونی مزرعه دارند، باید به دقت و احتیاط صورت بگیرد. مطالعات نشان داده است که علفکشها میتوانند باعث آلودگی آبهای زیر زمینی و سطحی مناطقی که بسیار دورتر از محل استفاده آنها هستند بشود. به علاوه اتکای بیش از حد به علفکشها در کنترل علفهای هرز چندان معقول نیست، زیرا حذف ناگهانی علفکشهایی که همیشه مورد استفاده کشاورزان قرار میگیرند در بازار، ممکن است دست آنها را در مبارزه با علفهای هرز خالی بگذارد. علفکشها با در اختیار قرار دادن زمان و فضا برای رشد گیاهان زراعی، توان رقابت آنها را با علفهای هرز افزایش میدهند.
· کنترل مکانیکی علفهای هرز : احتمالاً این روش به غیر از وجین دستی، قدیمیترین روش مبارزه با علفهای هرز در جهان میباشد. تغییر روشهای مکانیکی مبارزه با علفهای هرز همسو و هم زمان با تغییر مکانیزاسیون کشاورزی صورت گرفته است، اما در کشورهای در حال توسعه روش وجین دستی هنوز هم معمولیترین روش کنترل علفهای هرز است. حذف علفهای هرز از مزرعه قدرت رقابت آنها را با گیاه زراعی کاهش میدهد.
· تنظیم زمان کاشت: تنظیم زمان کاشت میتواند نقشی مهم در کنترل علفهای هرز و برتری رقابتی گیاه زراعی داشته باشند. شخم زدن یک مزرعه و سپس دو هفته فاصله تا کاشت میتواند مشکلات جدی را در زمینه رقایت علفهرز و گیاه زراعی به وجود بیاورد، زیرا طی این دو هفته علف هرز به خوبی در مزرعه استقرار خواهد یافت. کاشت یک گیاه زراعی در زمانی که هنوز گیاه زراعی به خوبی با شرایط درجه حرارت و رطوبت سازگار نیست توانایی رشد و تولید آن را کاهش خواهد داد. در چنین شرایطی، علفهای هرزی که هم زمان و در کنار گیاه زراعی رشد میکنند توانستهاند به خوبی با محیط سازگار شده و به راحتی در رقابت بر گیاه زراعی غلبه پیدا میکنند.
· کنترل زیستی (بیولوژیکی): کنترل کلاسیک زیستی برای کنترل علفهای هرز چند ساله در شرایطی ویژه مورد استفاده قرار میگیرد. کنترل زیستی مستلزم ورود یک عامل زیستی به یک منطقه به تعداد کم میباشد. این عامل زیستی در یک دوره چند ساله رشد علفهای هرز را کنترل میکند. اگر عوامل کنترل زیستی عمدتاً از علفهای هرز تغذیه کنند و از گیاه زراعی استفاده غذایی نبرند، این روش توانایی رقابتی گیاه زراعی را افزایش خواهد داد، زیرا گیاه زراعی علاوه بر رقابت دیگر با تهاجم چنین آفتی مواجه نمیشود.
· استفاده از نظامهای گیاهان پوششی (مالچهای زنده): گونههای کم رشدی که به عنوان گیاهان پوششی استفاده میشوند را میتوان بین ردیفهای گیاه زراعی کاشت تا با علفهای هرز رقابت کنند و یا از طریق دگرآسیبی بر علفهای هرز تأثیر منفی بگذارند. چنانچه این نظامها به دقت مدیریت شوند میتوانند بدون تأثیر سوء رقابتی بر گیاه زراعی، علفهای هرز را در رقابت حذف کنند. در حالی که بزرگترین و مهمترین خطر بالقوه این نظام رقابت شدید گیاهان پوششی با گیاه زراعی میتواند باشد، میتوان از این خطر با تنظیم و تغییر زمان کاشت گیاه زراعی و گیاه پوششی و یا انتخاب ارقامی از گیاه زراعی که توان رقابتی بالایی دارند، جلوگیری کرد.
علفهای هرز و شخم حفاظتی (Conservaion tillage)
هدف اصلی روش کاهش شخم یافته، کاستن (موضعی) از عملیات شخم در یک مزرعه میباشد. روشهای شخم معمولی میتواند در طی زمان باعث فشردگی شدید خاک و نیز تهویه و زهکشی ضعیف آن شود. با این حال، شخم از دیرباز و به شکل مرسوم به عنوان ابزاری برای کنترل مکانیکی علفهای هرز استفاده شده است. بنابراین در حالی که شخم حفاظتی به سرعت در ایالات متحده و بسیاری از کشورها پذیرفته شده است، اکنون به روشهای کنترل علف هرزی که منطبق و سازگار با این نظام شخم کاهش یافته باشند نیاز است. اکثر کشاورزانی که از شخم حفاظتی به عنوان بخشی از برنامههای حفاظت خاک استفاده کنند برای مدیریت علفهای هرز تنها متکی به علفکشها هستند که خود میتواند مشکلاتی را باعث شود که پیش از این برشمردیم. کشاورزانی که از نظام شخم رایج به نظام شخم کاهش یافته روی میآورند، اغلب با تغییر علفهای هرزی که در مزرعه غالب هستند مواجه میشوند. این تغییر معمولاً به شکل گذار به سمت علفهای هرز چند ساله بیشتر و علفهای هرز یکساله کمتر دیده میشود، زیرا این نظام کمتر تخریب مختل میشود و ذاتاً با ثباتتر است.
علفهای هرز و دگر آسیبی
از آنجا که اثرات مواد شیمیایی دگر آسیبی میتواند باقی بماند (در خاک یا بافتهای در حال تجزیه گیاهان)، میتوان از گیاهانی که بر علفهای هرز اثرات دگر آسیبی دارند در نظام مدیریت علفهای هرز مالچ تهیه کرد. در سایر موارد میتوان ار رشد علفهرز به وسیله گیاهان پوششی که بر روی علفهای هرز اثرات دگر آسیبی دارند و قبل از کاشت گیاه زراعی، جلوگیری کرد. اما در این مورد باید دقت زیادی به کار برد، زیرا ممکن است بعضی گیاهان پوششی بر خود گیاهان زراعی نیز اثرات دگر آسیبی داشته باشند. به عنوان مثال گیاهان مختلف خانواده بقولات دارای یک ترکیب دگر آسیبی هستند که از ریشههای آنها در خاک آزاد میشود. این ترکیب نه تنها باعث کاهش رشد بسیاری از علفهای چمنی میشود، بلکه میتواند عملکرد بسیاری از گیاهان زراعی مهم را نیز کاهش دهد.
چه هنگام علفهای هرز میتوانند نقش سودمندی در بوم نظامهای کشاورزی ایفا کنند؟
در بعضی موارد مدیریت علفهای هرز مستلزم این است که به تعدادی از علفهای هرز مزرعه اجازه رشد داده شود. ریشه کنی کامل علفهای هرز نه تنها هزینه زیادی دارد، بلکه میتواند پیامدهایی را به دنبال داشته باشد که از قبل پیش بینی نشده است. گذشته از این، ریشه کن کردن علفهای هرز تقریباً غیر ممکن است. علفهای هرز بخشی طبیعی از هر بوم نظام میباشد. در بعضی شرایط علفهای هرز میتوانند سودمند باشند و در اینجا به چند روشی که به وسیله انها علفهای هرز میتوانند سلامت نظام زراعی را بهبود بخشند اشاره میشود:
· علفهای هرز میتوانند به کنترل فرسایش خاک کمک کنند. فرسایش و حرکت خاک از یک زمین برهنه بسیار بیشتر از زمینی است که در آن پوشش گیاهی وجود دارد. ریشهها و اندامهای هوایی به حفظ و نگهداشت ذرات خاکی که از یک نظام فرسایش مییابند کمک یکنند و میتوانند در کند کردن سرعت حرکت آب نیز موثر باشند. این امر به ویژه زمانی که گیاهان زراعی هنوز رشد خود را آغاز نکردهاند اهمیت مییابد.
· علفهای هرز میتوانند مواد آلی موجود در خاک را افزایش دهند و به باز یافت عناصر غذایی کمک کنند. علفهای هرز از همان اجزای زیستی تشکیل شدهاند که گیاهان زراعی را تشکیل دادهاند، در نتیجه هنگامی که میمیرند و تجزیه میشوند، عناصر غذایی و مواد آلی موجود در اندامهای آنها برای استفاده در آینده در اختیار گیاهان زراعی قرار میگیرد.
· علفهای هرز میتوانند تنوع نظام زراعی را افزایش دهند و ثبات نظام را ارتقاء دهند. در بعضی موارد علفهای هرز میتوانند به عنوان یک منبع غذایی و زیستگاه جایگزین (ثانویه) برای بسیاری از عوام کنترل زیستی عمل کنند و در کنترل طبیعی بهتر بیماریها و حشرات نقش موثرتری داشته باشند.
· علفهای هرز میتوانند مواد ژنتیکی موجود برای برنامه های اصلاحی را افزایش دهند. بعضی از ارقام گوجهفرنگی که امروزه در بازار دیده میشوند با استفاده از علفهای هرز خویشاوند که به عنوان ی منبع ژنی مورد استفاده گرفتهاند اصلاح ژنتیکی شدهاند.
اویارسلام ارغوانی
نام انگلیسی: Purple nutsedge
نام علمی: Cyperus rotundus
اویارسلام زرد
نام انگیسی: Yellow nutsedge
نام علمی: Cyperus esculentus
به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران، اویارسلام ارغوانی خطرناکترین و بدترین علفهرز دنیا میباشد. اویارسلام ارغوانی یک علفهرز چند ساله با یک سیستم گسترده ریزومها و غدههای زیرزمینی است. این غدهها قادرند هنگامی که شرایط محیطی نامناسب است به حالت خواب باقی بمانند و هنگامی که شرایط مساعد میشود اندامهای هوایی جدید تولید کنند. این علفهرز عمدتاً به روشهای رویشی و غیر جنسی تکثیر مییابد، زیرا مقدار جوانه زنی بذور آن بسیار اندک است. از آنجا که اویارسلام ارغوانی به سایه حساس است، میتوان با محصولاتی که اوایل فصل، رشد میکنند بر آن غلبه نمود. اما سایه نمیتواند از رشد غدهها جلوگیری کند، در نتیجه به این روش نمیتوان به عنوان یک روش کنترل اتکا کرد. برای پیشگیری از تشکیل غدههای جدید باید عملیات دیگری را نیز اجرا کرد که از آن جمله میتوان به حذف فیزیکی علفهرز از خاک، آفتابدهی برای از بین بردن غدههای سطحی، بهبود زهکشی خاک (ایارسلام خاکهای مرطوبتر را بیشتر میپسندد)، یا شخم سطحی و مکرر (شخم عمیق باعث میشود غدههای عمق خاک به سطح خاک بیایند و عملیات شخم باید مکرر باشد تا اندامهای هوایی که در حال رشدند پیوسته از بین بروند و مواد غذایی چندانی در اختیار گیاه برای تولید غدههای بیشتر وجود نداشته باشد) اشاره کرد.
اثرات رقابتی اویارسلام ارغوانی را اغلب میتوان با کنترل سریع گیاه در آغاز رشد به شدت کاهش داد و بنابراین امکان استقرار مطلوب را برای گیاه زراعی را فراهم ساخت. بعد از این مرحله، هر اویارسلامی که سبز کند به راحتی در رقابت مغلوب گیاه زراعی خواهد شد. متأسفانه هرگاه اویارسلام ارغوانی در مزرعه حضور داشته باشد ریشهکن کردن آن تقریباً غیر ممکن است، در نتیجه این علفهرز خسارت بیشماری به محصول زراعی وارد خواهد کرد. اویارسلام زرد نیز در مناطق بسیاری به وفور دیده میشود و اغلب در کنار اویارسلام ارغوانی رشد میکند.
پنجه مرغی
نام انگلیسی: Bermudagrass
نام علمی: Cynodon dactylon
پنجه مرغی که به نامهای مَرغ و بندواش نیز معروف میباشد. یک علفهرز چندساله و از خانواده گندمیان است که تعداد زیادی ریزوم و ساقه خزنده زیر زمینی تولید میکند که به سرعت در زیر زمین گسترش مییابند. پنجه مرغی علفهرزی بسیاری مهاجم است که کنترل آن دشوار میباشد. سریعترین رشد این علفهرز در آب و هوای گرم است و هنگامی که شرایط محیطی برای رشدش نامطلوب میشود به صورت ساقههای زیرزمینی خواب به حیات خود ادامه میدهد. مبارزه مکانیکی برای کنترل این علفهرز ممکن است منجر به تشکیل اندامهای هوایی جدید در آن شود. از بعضی از ارقام پنجه مرغی به عنوان پوشش چمنی یا علوفه در بسیاری از مانطق دنیا استفاده میشود.
پنجه مرغی در خاکهای حاصلخیز با عمق کافی به سرعت رشد میکند. در هر دو نوع خاک رسیسنگین و ماسهای سبک رشد کرده و در برابر غرقاب شدن تا حدودی مقاوم است ولی در زمینهایی که سطح آب در آنها بالا باشد رشد خوبی ندارد. این گیاه به اسید، قلیا و تا حدودی به نمک سازگاری دارد. در زمینهایی که کود داده میشود واکنش آن در برابر کود بسیار مساعد است. پنجهمرغی در عین حال که یک علفهرز سمج در باغها و مزارع به حساب میآید و به گیاهان علوفهای، مزارع سیبزمینی و سایر محصولات خسارت وارد میآورد؛ در غالب مناطق این گیاه را سلطان گیاهان چراگاهی مینامند زیرا در برابر لگدمال شدن و چرای ممتد و شدید مقاومت زیادی دارد. تنها به علت اینکه دمای پایین، نزدیک دو درجه سانتیگراد زیر صفر موجب رکود رشد آن میشود نواحی کشت آن محدود است.
برای مبارزه شیمیایی با این علفهرز میتوان ار علفکشهایی مانند دالاپون به ۴تا ۸ کیلوگرم در هکتار و آمیترول به میزان ۲/۵ کیلوگرم در هکتار و گلی فوزات به میزان ۲/۳تا ۴/۵ کیلوگرم در هکتار استفاده کرد.
سوروف
نام انگلیسی: Pigweed
نام علمی: Echinochloa crusgalli
برنج وحشی
نام انگلیسی: Jungle rice
نام علمی: Echinochloa colonum
سوروف و برنج وحشی علفهای هرز یکسالهای هستند که معمولاً با برنج و نیز بسیاری از محصولات مناطق معتدل و گرمسیری رقابت میکنند. این دو علفهرز به خوبی با محیطهای آبی سازگار هستند و میتوانند به سرعت رشد نموده و تکثیر یابند و همین امر آنها را به رقیب جدی برنج تبدیل کرده است. شباهت این دو علفهرز به برنج در مراحل اولیه رشد، تفکیک آنها را از برنج برای کشاورزان هنگام وجین دستی دشوار میکند. رها نمودن این علفهرز در مزرعه تا زمانی که بتوان آن را از برنج تفکیک کرد میتواند باعث خسارت شدیدی قبل از حذف آنها شود. سوروف و برنج وحشی در هر زمانی در صل رشد قادرند جوانهزنی کنند، در نتیجه کنترل آنها مستلزم این است که ابتدا قبل از کاشت برنج به آنها فرصت داد تا سبز کنند و سپس با عملیات فیزیکی آنها را از بین برد. این دو علفهرز علفهای چمنی بزرگی هستند که میتوانند علاوه بر برنج در بسیاری از محصولات زراعی دیگر نیز مشکل ایجاد کنند.
سورو به نامهای گالی و دژگال نیز نامیده می شود. سوروف علفهرزی است رطوبت دوست که در مراحل اولیه دوست شباهت فوقالعاده زیادی به برنج دارد. این دو گیاه (سوروف و برنج)از روی گوشوارک و زبانک تشخیص داده میشوند بدین ترتیب که در محل اتصال برگ به غلاف در برنج دوگوشوارک با لیگولپردار و یک زبانک دیده میشود در حالی که در سوروف گوشوارک و زبانک وجود ندارد.
ریشههای سوروف نیز بر اثر شخم از نقطهای به نقطه دیگر و از مزرعهای به مزرعه دیگر رفته موجب ازیاد آن در سطح وسیع میگردد. بذر سوروف در عمق بیش از پنج سانتیمتر آب چندان قادر به جوانهزدن نخواهند بود.
برای مبارزه با سوروف علاوه بر راههای مکانیکی وجین کردن، پس از ۲ تا ۶ برگی شدن میتوان علفکشهایی مانند رونستار، ماچتی و اوردرام را به نسبت ۴ تا ۶ لیتر در هکتار در مزراع برنج به کار برد. در سایر مناطق میتوان از علفکش تریفلورالین به میزان ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار بر حسب نوع خاک استفاده کرد.
علف غاز
نام انگلیسی: Goosegrass
نام علمی: Eleusine indica
علف غاز یک علفهرز یکساله تابستانه است که یکی از مشکلات جدی مناطق گرمسیری و نیمهگرمسیری جهان محسوب میشود. علف غاز توسط بذر تکیر مییابد و اغلب با علف خرچنگ اشتباه میشود. علف غاز قادر است در خاکهای فشرده به خوبی رقابت کند. اما با اصاح فشردگی خاک میتوان با یک گیاه زراعی قوی و سالم با آن مبارزه کرد.
قیاق
نام انگلیسی: Johnsongrass
نام علمی: Sorghum halepense
قیاق یا ذرت گلخوشهای یک علفهرز چندساله، تک لپهای از خانواده گندمیان با قدرت رقابت بسیار زیاد میباشد که توسط بذر و ریزوم تکثیر مییابد. ارتفاع این گیاه بین 5/2 تا 3 متر میرسد و در هر خوشه بذری صدها بذر تولید میکندو همانطور که گفته شد تولید مثل این گیاه هم توسط بذر و هم توسط ریزوم صورت میگیرد و اکثر ریزومهای آن در 20 سانتیمتری بالای خاک قرار دارند، در نتیجه با ورود آن به مزرعه ریشهکنی آن بسیار دشوار میشود. شخم رایج یکی از بهترین روشهای مدیریتی برای کنترل این علفهرز میباشد، زیرا باعث تخریب و از بین رفتن ریزومهای زیر زمینی شده و اگر در زمان مناسبی انجام شود میتواند از تشکیل بذر این علفهرز هم پیشگیری کند. قیاق اگر پس از وجین و از بین رفتن در مزرعه بماند نیز میتواند مشکلساز باشد، زیرا طی تجزیه از خود یک ترکیب شیمیایی دگرآسیبی تولید میکند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری میکند.
قیاق با آنکه بهعنوان گیاهی علوغهای شناخته میشود مزاحمت زیادی نیز در مزراع ایجاد میکند و باعث آلوده ساختن محصول میگردد. این گیاه بیشتر علفهرز مزراع آبی به شمار میآید.
برای دفع قیاق باید سموم نفوذی مثل روغن مصر شود تا ریشههای زیرزمینی از فعالیت باز بمانند. از سموم پولی بورکلریت، TCA، بروماسیل و DMSA نیز میتوان استفاده کرد. میتوان با علفکش دالاپون به نسبت ۵ تا ۸ کیلوگرم در هکتار یا رانداپ به نسبت ۱۰ لیتر در هکتار، به هنگام گلدهی در دفعات متوالی با این گیاه مبارزه کرد.
قیاق علفهرزی است قوی که علاوه بر مزراع در کنار جادهها و آبروها میروید و مورد چرای دام قرار میگیرد. این گیاه مانند سایر انواع سورگوم ر بعضی شرایط به علت تراکم هیدروسیانیک اسید در برگهایش سمی است؛ در عین حال به دلیل قدرت تولیدی زیاد، دارا بودن ارزش غذایی مناسب و دوام کافی اهمیت علوفهای خاصی دارد. در آسیا و منطقه مدیترانه، قیاق تنها گونه جنس سورگوم است که به وفور یافت میشود.
حلفه
نام انگلیسی: Cogongrass
نام علمی: Imperata cylindrica
حلفه یک علفهرز چند ساله است به شکلی رویشی و توسط اندامهای زیرزمینی و نیز به شکل زایشی با تولید هزاران بذر جدا تکثیر مییابد. این علفهرز چنان مهاجم است که باعث شده است کشاورزان، کشاورزی دورهای خود را در مناطقی که این علفهرز هجوم آورده است رها کنندو این علفهرز در تمام خاکهای رسی و شنی به خوبی رشد میند. از آنجا که ریزومهای این گیاه به عمق خاک نفوذ میکند، به خوبی در خاکهای فقیری که حاصلخیزی و طوبت کمی دارند رشد میکند. اکثر اکوتیپهای این علفهرز به هیچ وجه قادر به تحمل سایه نیستند و به همین دلیل چنانچه گیاه زراعی بتواند قبل از سبز شدن این علفهرز به خوبی در مزرعه استقرار یابد قادر است در رقابت با آن موفق باشد. این علفهرز علاوه بر مشکلات رقابتی که ایجاد میکند، یک ترکیب شیمیایی دگرآسیب در خاک ترشح میکند که از رشد سایر گیاهان جلوگیری میکندو ریشهکن کردن این علفهرز نیازمند تخریب و از بین بردن ریزومهاست که با شخم مکرر این امر محقق میشود. سوزاندن اندامهای هوایی این علفهرز در پیشگیری از اثرات دگرآسیبی بالقوه آن موثر است.
خرفه
نام انگلیسی: Common purslane
نام علمی: Portulaca oleracea
خرفه که یک گیاه علفی یکساله است، علفهرزی است گوشتی (Succulent) که در بسیاری از مناطق دنیا به عنوان علوفه خوک مورد استفاده قرار گرفته است. خرفه در شرایط گرم و خشک به خوبی رشد میکند و توسط بذر و نیز در صورت مرطوب بودن خاک توسط قطعات ساقه تکثیر مییابد. خرفه خاکهای شل و غنی شنی را ترجیح میدهد، اما میتواند در دامنه گستردهای از خاکها و شرایط اقلیمی مختلف رشد کند. این گیاه آنقدر گوشتی است که میتواند پس از قطع شدن همچنان زنده بماند و حتی بذر تولید کند و به همین دلیل از بین بردن و کنترل آن بسیار دشوار است.
سلمه
نام انگلیسی: Iambsquarter
نام علمی: Chenopodium album
سلمه یا سلمک یک گیاه علفی یکساله تابستانه و از خانواده اسفناجیان (Chenopodiaceac) میباشد. یکی از گستردهترین گونههای علفهرز در دنیا میباشد. این گیاه در تمام خاکها به خوبی رشد میکند. سلمه یک چرخه جوانهزنی وابسته به دما دارد و برای جوانهزنی باید دمای خاک ۱۰ تا ۳۰ درجه سانتیگراد باشد.
این گیاه در اکثر مزارع، و به خصوص مزارع صیفی و غلات زیاد دیده میشود. برای مبارزه با سلمک میتوان با استفاده از علفکش ترفلان به نسبت ۱/۲ تا ۲/۴ لیتر در هکتار قبل از رویش یا با تو – فور – دی به نسبت ۳ لیتر در هکتار بعد از رویش، اقدام کرد.
علف خرچنگ
نام علمی: Digitaria sangunalis
علف خرچنگ یک گیاه یکساله تابستانه است و از مشکلات مناطق معتدل و گرمسیری به شمار میرود. این علفهرز میتواند از محل گرههای خود ریشه تولید کند، در نتیجه رشدی مشابه گونههای چند ساله دارد، اما تولید مثل آن عمدتاً از طریق تولید بذر زیاد صورت میگیرد. رسیدگی این گیاه طی تابستان است و سپس در اوخر تابستان یا پاییز بذر تولید میکند.
پیچک
نام علمی: Convolvulus arvensis
پیچک یک گیاهی دولپهای، علفی و چند ساله خزنده است و ساقههای تاک مانندی دارد ه به وی امکان میدهند در حالت پهن روی زمین باقی بماند یا به دور ساقه گیاهان دیگر بپیچد. ریشههای این گیاه قادرند تا عمق ۵ متری خاک نفوذ کنند و این علف هرز را قادر میسازد تا در خاکهای خشکی که از نظر عناصر غذایی فقیر هستند بقا داشته و رقابت کند. پیچک میتواند توسط ریزوم و بذر تولید مثل نماید. ریشهکنی این علفهرز بسیار دشوار است، زیرا ریزومهای آن بسیار عیق هستند و بذرهای آن نیز میتوانند قوه نامیه خود را تا ۵۰ سال حفظ کنند.
مبارزه با پیچک به کمک عملیات زراعی مشکل است و باید از سموم نفوذی که ریشه را در عمق زمین نابود سازد استفاده کرد.
بهترین سم علفکش برای مبارزه با پیچک، مخصوصاً در ان زمان که در منتهای فعالیت است، تو – فور – دی میباشد. در مزراعی که به کارگیری ای سم خطرناک باشد میتوان MCPA را به کار برد.
برگرفته از سایت www.crop.blogsky.com
“با نظرات و پیشنهادات سازنده خود ما را یاری نمایید”
Mobile: 09191878456
Email: mafi.hassan@gmail.com
امروزه بیشتر بحث محافل اقتصادی ایران مربوط به یارانهها و اجرایی شدن آن میباشد بطوریکه بسیاری از جهتگیریهای اقتصادی ما را تحت تأثیر قرار داده است. از این رو بر آن شدیم از منظری متفاوت به آن نگاه کرده و مزیتها و معایت آن بر محصولات کشاورزی را بررسی کنیم
سیاستهای حمایتی کشاورزی
در حال حاضر دولتهای اکثر کشورهای صنعتی از نوعی سیاستهای حمایتی کشاورزی یا یارانهها استفاده میکنند. معمولاً چنین یارانههایی با هدف تسریع توسعه اقتصاد ملی، کمک به کشاورزان فقیر یا روستایی یا افزایش استقلال غذایی و انرژی ملی صورت میگیرد. احتمالاً یکی از مقبولترین و موجهترین دلایل برای ارایه یارانهها، تضمین تولیدات داخلی در زمان بروز منازعات سیاسی یا بیثباتی میباشد. روشهای بکارگیری چنین سیاستهایی در کشورهای مختلف کاملاً متنوع میباشد، اما هدف تمام آنها، تنظیم و تغییر بازار در راستای کمک به افزایش درآمدهای فردی و ملی میباشد.
در بعضی موارد، حداقل قیمت محصولات تولیدی کشاورزان توسط دولت ضمانت و بیمه میشود. چنانچه کشاورزان به دلایلی نظیر افزایش غیر مترقبه تولید، مجبور شوند محصولات خود را با قیمتی کمتر به فروش برسانند، دولت موظف به پرداخت نقدی تفاوت قیمت از پیش تعیین شده و قیمت بازار میباشد. بنابراین همیشه کشاورزان، فارغ از مسائل مربوط به تقاضای بازار، ضمانتی با حداقل قیمت نسبت به تولیدات خود دارند. همچنین ممکن است قیمت داخلی محصولات کشاورزی بدون در نظر گرفتن قیمت بازار بینالمللی و به شکل قرار دادی و دلخواه تثبیت شود و دولتها تفاوت قیمت بازار بینالمللی و بازار داخلی را از مصرفکنندگان دریافت کنند. به چنین روشی، معادل یارانه مصرف کننده (consumer subsidy equivalent) گفته میشود و اثر آن بر شهروندان فقیر شدیدتر از شهروندان ثروتمند میباشد. از آنجا که درصد بیشتری از درآمد یک شهروند فقیر صرف غذا میشود (شهروندان ثروتمند مازاد درآمد خود را صرف تفریح، رفاه و ... میکنند)، هرگونه افزایش قیمت مواد غذایی تأثیر شدیدتری بر بودجه اقتصادی خانوادههای فقیر خواهد داشت.
برنامه حمایتی دیگری که در ایالات متحده به اجرا در میآید یارانه منابع طبیعی (subsidizing of natural resources) میباشد. بر اساس این برنامه، کشاورزان به منابعی دست مییابند که توسط دولت و با قیمتی کمتر از بازار، تولید و بین آنها توزیع میشود. به عنوان مثال، کشاورزان کالیفرنیا آب آبیاری را با قیمتی کمتر از 10 درصد آنچه برای دولت تمام شده و با ارزشی برابر 1 درصد ارزش واقعی آن در بازار دریافت میکنند.
در بعضی کشورها و از جمله ایالات متحده، در بعضی زمینهای زراعی کشت انجام نمیشود و به کشاورزان پول پرداخت میشود. این امر باعث افزایش نیاز به زمینهای کشاورزی و نیز کاهش عرضه محصولات میشود که قیمتها را افزایش میدهد و باعث اعمال فشار بر مصرفکنندگان میشود. در بسیاری از کشورها قوانین محدودیت واردات وجود دارد ه از طریق اعمال مالیاتهای سنگین برای واردات محصولات کشاورزی بیش از یک حد خاص، واردات این محصولات از کشورهای دیگر به شدت کاهش مییابد. به عنوان مثال، در ایالات متحده، واردات نیشکر از سایر کشورها با محدودیتهای تجاری روبروست که همین امر باعث شده قیمت شکر در بازارهای داخلی ایالات متحده به طور مصنوعی بسیار بیشتر از قیمت ان در بازار بینالمللی باشد. اقتصاددانان کشورهای صنعتی در مورد محدودیتهای واردات و تأثیر آن بر بــازار بینالمــللی و تولیــد محصــولات کشــاورزی اتفاق نــظر ندارند و بعضــی از آنها با اعــمال چنــین محدودیتهایی مخالف هستند.
این دسته معتقدند که اگر قرار است مصرفکنندگان بتوانند مواد غذایی خود را با قیمت کمتر و از منابع خارجی تأمین کنند، باید این امکان بدون هیچگونه مالیات و جریمهای برای آنان فراهم شود. اما گروهی که موافق این محدودیتها هستند اعلام میکنند که باز کردن بازارهای داخلی، به کشاورزان خردهپای کشورهای صنعتی لطمه میزند و باعث ورشکستگی بسیاری از خانودههای کشاورزان میشود. در حالی که همین گروه که تصدیق میکنند بسیاری از برنامههای یارانهای در واقع به کشاورزان بزرگ بیش از کشاورزان خرده پا کمک میکند، خود هیچ گزینه عملی برای کمک به کشاورزان خردهپا ارائه نمیکنند.
با وجودی که در ایالات متحده یارانههای کشاورزی اغلب به منظور کمک و یاری مستقیم به کشاورزان خردهپا، طراحی و اجرا شدهاند، اما واقعیت این است که کشاورزان بزرگ از این یارانهها بیشتر سود بردهاند. از آنجا که در ایالات متحده بیشتر یارانهها بر اساس مقدار کمی تولید ( در واحد سطح) و نه اندازه مزرعه تخصیص مییابند، مزارعی که تولید بیشتری دارند (همانند مزراع بزرگ با مکانیزاسیون پیشرفته) بیش از مزراع کوچک از این یارانهها بهره میگیرند. نمیتوان گفت مزارع کوچک و کشاورزان خردهپااز این یارانهها بهرهمند نمیشوند، اما قسمت عمده این یارانهها به سوی گروهی سرازیر میشود که هدف طراحان یارانهها کمک به آنها نبوده است. بعضی اقتصاددانان معتقدند، اگر هدف از ارایه یارانه حفظ مزراع کوچک است، منطقیتر ان است که به کشاورزان بر اساس معیارهای کیفی . نه بر اساس مقدار تولید مزرعه، یارانههایی به صورت مستقیم پرداخت شود.
یکی دیگر از امتیارات این یارانهها، رسیدن به خودکفایی در کشاورزی میباشد که با تولید مقدار محصولات کشاورزی بهدست میآید. خودکفایی کشاورزی بهویژه هنگام بروز منازعات و جنگها و هنگامی که دسترسی به منابع غذایی خارجی امکانپذیر نیست، اهمیت مییابد. اما، ممکن است مقداری از این یارانهها باعث تولید بیش از حد محصولات کشاورزی شود که یا این محصولات کشاورزی صرف تغذیه دامها شده و یا توسط دولتها با قیمتی کمتر به بازارهای بینالمللی ارایه میشود. وارد شدن این محصولات کشاورزی به بازارهای بینالمللی قیمت جهانی این حصولات را کاهش خواهد داد که این امر خود دو پیامد به دنبال دارد. نخست، باعث افزایش اختلاف قیمت تضمین شده محصولات و قیمت محصولات در بازار بینالمللی میشود که هزینههای دولتها را افزایش میدهد.دوم باعث کاهش سود و درآمد کشاورزان کشورهای دیگر میشود. این موضوع بهویژه هنگامی صادق است که مازاد تولیدات غذایی با پرداخت یارانه صادراتی همراه شود. در این برنامهها به بسیاری از تولیدات غذایی کشورهای صنعتی یارانه تخصیص مییابد و بر اساس آن قیمت این محصولات حتی ارزانتر هم میشود. این امر به نوبه خود عرضه این محصولات را در کشورهای در حال توسعه افزایش و قیمت انها را کاهش میدهد، که هر چند ممکن است برای ساکنان شهرها در این کشورها مطلوب باشد، ولی باعث وارد آمدن زیانهای هنگفتی به کشاورزان و روستاییانی میشود که باید در رقابت با بازارهای محلی، محصولات خود را با قیمتی بسیار کمتر از آنچه انتظار داشتهاند به فروش برسانند.
هدف اصلی قیمتهای حمایتی، حفظ قیمتهای بالای داخلی حتی در شرایط پایین بودن قیمتهای جهانی میباشد. این امر باعث افزایش سود کشاورزان داخلی و همچنین افزایش ثبات بازار داخلی از طریق حفظ بازار ملی از نوسانات بینالمللی میشود. متأسفانه در حالی که از سرمایهگذاریهای ملی کشاورزی در ایالات متحده و دیگر کشورهای صنعتی حفاظت و حمایت میشود، کشاورزان کشورهای در حال توسعه با مشکلات جدی در مورد ثبات بازار محصولات خود دست به گریبان هستند. سرمایهگذاری این کشاورزان مورد حمایت و حفاظت دولتهای انان قرار نمیگیرد و همین مسأله باعث فشار به این افراد برای کاهش قیمتها برای جمعیت شهر نشین این کشورها میشود. به همین دلیل کشاورزان کشورهای در حال توسعه به تغییر قیمت بازار و میزان تولید که ناشی از عوامل غیر قابل کنترل همچون تغییرات آب و هوایی یا ثبات سیاسی میباشد، بسیار حساس و آسیبپذیر هستند. این کشاورزان هنگامی که تولیدات آنها از طریق اعمال تعرفههای مالیاتی وارداتی سنگین از بازار کشورهای صنعتی حذف میشوند نیز متحمل خسارت میشوند.
اگر قیمتهای حمایتی حذف شوند چه اتفاقی میافتد؟ از انجا که تمام محصولات کشاورزی در این شرایط در بازار جهانی در دسترس خواهند بود، نوسان قیمت آنها نسبت به حال حاضر بسیار کمتر خواهد بود. علاوه بر این تولید جهانی محصولات کشاورزی به سمت کشورهای در حال توسعه که شرایط اقلیمی برای رشد محصولات کشاورزی در طول سال مطلوب و هزینههای کارگری اغلب ارزان است، تغییر میکند. این امر پایه اقتصادی کشورهای در حال توسعه را تقویت خواهد کرد، زیرا سهم کشاورزی در تولید ملی کشورهای فقیر و در حال توسعه بسیار بیشتر از کشورهای ثروتمند صنعتی میباشد. چنین روندی باعث حذف بسیاری از کشاورزان کشورهای صنعتی از گردونه فعالیت میشود و بنابراین حذف قیمتهای حمایتی در این کشورها در آینده نزدیک امکانپذیر نیست. البته کشورهای صنعتی بدون حذف قیمتهای حمایتی میتوانند از طریق حذف یارانههای صادراتی، کشورهای در حال توسعه را در جهت خودکفایی بیشتر آنها یاری دهند. این امر کشاورزان کشورهای در حال توسعه را برای تولید و فروش بیشتر حتی در بازارهای داخلی تشویق خواهد کرد.
یکی از مباحثات علیه حذف محدودیت وارداتی و بنابراین افزایش تجارت جهانی محصولات کشاورزی این است که این امر به شکلی اجتناب ناپذیر باعث فشار به بسیاری از کشورهای در حال توسعه برای افزایش تولید میشود. این مسئله باعث روی آوردن هر چه بیشتر کشاورزان به کشت خالص محصولات اقتصادی میشود. کشت خالص به روشهای مکانیزه و صنعتی، به نوبه خود باعث مصرف هر چه بیشتر آفتکشها و علفکشها میشود که بالقوه برای محیط زیست بومی خطرناک و زیانبار است. از طرف دیگر، اگر افزایش تولید در نظامهای کشاورزی بومی صورت بگیرد، با تغییر جغرافیایی تولید کشاورزی به سمت کشورهای در حال توسعه، مصرف جهانی مواد شیمیایی کشاورزی کاهش خواهد یافت، زیرا کشورهای صنعتی مصرفکنندههای اصلی این مواد شیمیایی میباشند. احتمال وقوع کدامیک از این دو نگره بیشتر است؟ پاسخ این پرسش به اقتصاد بستگی دارد، زیرا همیشه اقتصاد نیروی محرک بازار است و افزایش تقاضا است که کشاورزان را برای استفاده از وسیلهای که بتواند تولیدات آنها را افزایش دهد، تشویق میکند.
در بعضی موارد، یارانهها میتوانند باعث تشویق روشهایی شوند که برای محیط زیست و بومنظامها زیانبار و مخرب هستند. به عنوان مثال، یارانه استفاده از نهادههای کشاورزی نظیر آب آبیاری، آفتکشها و کودها میتوانند باعث مصرف بیش از حد و اتلاف نهادهها شده و به شور شدن خاک، تخریب آن و آلودگی محیط زیست منتهی میشود. اختصاص یارانه به تولیدات دامی و کشاورزی از طریق برنامههایی نظیر هزینه اندک چرای مراتع عمومی یا مالیاتهای سبک برای قطع درختان جنگلی باعث تشویق کشاورزان به چرای بیش از حد مراتع و استفاده از روشهایی میشود که برای محیط زیست زیانبار هستند. وقتی به چنین روشهایی یارانه اختصاص یابد، سازگاری کشاورزان با روشهای کشاورزی پایدار و ارگانیک که بر اساس اصل بوم شناسی بنا شدهاند، حاصلی جز شکست اقتصادی نخواهد داشت. روشن است که نظامهای کشاورزی پایدار تنها در شرایطی فراگیر و پذیرفته خواهند شد که ساختارهای سیاسی و اقتصادی از آنها پشتیبانی کنند و کشاورزان هنگام روی آوردن به نظامهای کشاورزی پایدار محتمل خسارت و زیان اقتصادی در مقایسه با روشهای غیر پایدار نشوند.
مثال کاربردی: یارانه تولید قند در ایالات متحده
تولید داخلی قند و شکر در ایالات متحده در آغاز قرن هجدهم و هنگامی که دولت تعرفههای گمرکی شدیدی برای بسیاری از محصولات و از جمله شکر این شور وضع نمود، آغاز شد تا درآمد قابل توجهی از این طریق برای این کشور نو پا بهدست آید. در آن زمان صنایع کوجک تولید قند و شکر آغاز به کار نمود و مقدار کافی قند و شکر برای نیاز داخلی تولید نمود که قیمت این محصول بسیار کمتر از قند و شکر وارداتی بود که هزینه مالیاتی سنگینی داشت. اما هنگامی که تولید جهانی شکر در دهه 1930 به نحو چشمگیری افزایش یافت، قیمت جهانی این محصول آنچنان کاهش یافت که حتی تعرفههای گمرکی ایالات متحده نیز نمیتوانست از تولید داخلی این محصول حمایت کند. تولید کنندگان بر صاحبان صنایع قند و شکر بر گنگره فشار وارد آوردند تا قوانینی را برای حمایت مزارع و صنایع آنها در مقابل ورشکستگی تدوین نمایند.
قانون قند مربوط به سال 1934 که در دهه 1980 به لایحه کشاورزی الحاق شد تعرفههای گمرکی شدیدی بر واردات قند و شکر از سایر کشورها به ایالات متحده اعمال نمود. در قانون کشاورزی و غذا سال 1981 یک برنامه وام داخلی در نظر گرفته شد که بر اساس ان برای قند و شکر یک قیمت حمایتی تعیین گردید. این امر در راستای حمایت و پشتیبانی از کشاورزان صورت گرفت. همچنین این قانون یک نظام محدود وارداتی را برای حذف رقابت تولید کنندگان داخلی با تولید کنندگان کشورهای در حال توسعه و تضمین قیمت بالای قند و شر تولید داخلی فراهم نمود.
تخصیص یارانههای قند و شکر تنها در ایالات متحده اعمال نمیشود در ژاپن و بسیاری از کشورهای اروپایی نیز به توید قند داخلی یارانه تخصیص میگیرد و وجود این یارانههای بینالمللی، خود مهمترین دلیل بر حفظ یارانهها در ایالات متحده برای تولید قند میباشد. اما نظرات موافق و مخالف بسیاری در مورد تخصیص یارانه برای تولید قند در ایالات متحده وجود دارد.
واکنش تولیدکنندگان قند و حمایتکنندگان آنها
سرسختترین مدافعان یارانه قند و شکر، خود کارخانجات و صنایع قند و شکر میباشند. آنها اظهار میدارند که قیمت قند و شکر در ایالات متحده را نمیتوان با قیمتهای سایر کشورها مقایسه نمود. زیرا بسیاری از کشورهای دیگر نیز برای این محصول یارانه اختصاص میدهند. آنها بیان میکنند که در صورتی میتوانند با کشاورزان دیگر کشورها در این زمینه رقابت کنند که سایر کشورها به کشاورزان خود برای تولید بیش از نیاز قند یارانه ندهند تا کشاورزان این کشورها نتوانند مازاد تولید خود را با قیمتی ارزان در بازرهای جهانی عرضه کنند. اگر تمام کشورها همزمان یارانههای خود را حذف کنند، ایالات متحده نیز میتواند یارانههای خود را بدون ترس از خسارت به تولیدات داخلی خود حذف کند.
کشاورزان و صاحبان صنایع قند به نکات زیر اشاره میکنند:
1- سیاستهای فعلی ایالات متحده در مورد قند و شکر، تضمین کننده منبعی قابل اطمینان و قیمتهای باثبات برای مصرفکنندگان آمریکای شمالی میباشد. برای تدام این حمایتها، آنها به افزایش شدید قیمت قند که هنگام انقضای قانون گمرکی 1934 در سال 1974 رخ داد اشاره میکنند.
2- مصرفکنندگان در ایالات متحده نسبت به تمام کشورهای صنعتی و از جمله اتحادیه اروپا قیمت کمتری برای قند پرداخت میکنند.
3- میتوان مصرفکنندگان تجاری قند را در ایالات متحده نسبت به منابع قابل اتکای قند در زمان نیاز، مطمئن ساخت.
4- تولید داخلی در ایالات متحده بیش از 400000 موقعیت شغلی تأمین میکند و حدود 40 میلیون دلار در سال به دولت مالیات میپردازد.
واکنش مخالفان تخصیص یارانه برای قند
پس چرا بسیاری از مردم مخالف یارانه قند در ایالات متحده هستند؟ اگر قیمت حمایتی دولت باعث تضمین منبع مطمئنی از قند با قیمتهای ثابت و پایین و تأمین فرصتهای شغلی بسیار میشود، پس چرا این همه در مورد سیاستهای فعلی بحث و جدل وجود دارد؟
دلیل این مسئله این است که بیشتر مردم ایالات متحده، یارانههای کشاورزی را وسیلهای در جهت حفظ کشاورزان خردهپا در برابر ورشکستگی و مشکلات اقتصادی میدانند. اما در عمل، قیمتهای حمایتی دولت برای قند و شکر عموماً باعث حمایت شرکتهای بزرگ، تولیدکنندگان نیشکر و چغندرقند و صنایع قند شده است. (بیش از نیمی از سود این برنامه عاید درصد کمی از کشاورزان میشود).
مخالفان قیمت حمایتی قند همچنین به نکات زیر اشاره میکنند:
1- در بیشتر سالها قیمت قند در ایالات متحده بسیار بیشتر از قیمت جهای آن میباشد. مقدار اندکی قند را میتوان بدون تعرفه گمرکی وارد کشور نمود، ولی واردات بیش از این سهمیه اندک مشمول مایاتهای سنگین میشود. به همین دلیل کشت نیشکر یا چغندرقند بسیار بیشتر از آنچه که مورد انتظار است، سود به همراه دارد.
2- در حال حاضر قسمت عمده تولید قند در ایالات متحده منحصر به چند شرکت کشت و صنعت بزرگ است که عمدتاً در فلوریدا و هاوایی قرار دارند. تولید محدود به معنی عرضه محدود و در نتیجه افزایش قیمت داخلی قند میباشد. عدم رقابت خارجی نیز باعث افزایش قیمتها میشود، زیرا از ساز و کارهای بازار برای تعیین هزینهها و قیمت استفاده نمیشود.
3- آن قسمت از زمینهای فلوریدا که در آن قند تولید میشود، در واقع بخشی از زمینهای آبی اورگلیدز میباشد که زهکشی و تخلیه شده و سپس به 10 شرکت بزرگ کشت و صنعت قند فروخته شده است. این زمینها بسیار حاحصلخیز بوده و خاکی خوب با درصد مواد آلی بالا دارد اما هر نوع رواناب زیانبار کودها یا آفتکشهای این زمینها به سوی بومنظامهای طبیعی اورگلیدز سرازیر میشود. تثبیت قیمتهای حمایتی باعث تشویق کشاورزان و تولیدکنندگان قند و شکر به تخریب این بومنظام حساس میشود.
4- پرداخت کنندگان مالیات هستند که هزینه قیمتهای بالاتر قند و مواد قندی را که در برنامههای تأمین نهار مدارس، کشتیهای نظامی و برنامههای تغذیه مستمندان وجود دارند پرداخت میکنند.
پیامدهای حذف احتمالی یارانههای قند و شکر
موافقان یارانههای قند و شکر اظهار میدارند که اگر این یارانهها حذف شوند یکی از دو وضعیت زیر بوجود میآید:
در حالت نخست، قیمت جهانی قند به شدت افزایش خواهد یافت و مصرفکنندگان آمریکایی نیز مجبور به پرداخت همین قیمتهای بالا خواهند بود. در حالت دوم، اگر قیمتها کاهش یابد، بسیاری از تولیدکنندگان و صاحبان صنایع شغل خود را از دست خواهند داد و صدها هزار فرصت شغلی از دست خواهد رفت. علاوه بر این، از آنجا که به هر کیلوگرم قند در بازار ایالات متحده، مالیات ویژهای تعلق میگیرد، صنعت قند در این شور سالانه بیش از 40 میلیون دلار به دولت مالیات پرداخت میکنند که چنانچه تولیدکنندگان و صاحبان صنایع قند از گردونه کار خارج شوند این منبع درآمد مالیاتی دولت از بین خواهد رفت.
مخالفان این یارانهها بیان میکنند که بنابر گزارش موسسه تحقیقاتی سیاستگذاری کشاورزی و غذا که پس از مطالعات گستردهای بر روی برنامه یارانه قند و شکر صورت گرفته است، صنعت قند ایالات متحده پس از حذف یارانهها نیز قادر به ادامه فعالیت خواهد بود. تنها ان دسته از کارخانجاتی که کمترین کارایی را دارند در رقابت بازار از گردونه فعالیت خارج خواهند شد. اگر تنها برنامه پرداخت وام حذف شود، افزایش عرضه باعث کاهش قیمتها شده و سطح زیر کشت نیشکر و چغندرقند نیز تا حدودی کاهش خواهد یافت. اگر برنامه محدودیت واردات نیز حذف شود، قیمت قند اندکی کاهش خواهد یافت. در چنین شرایطی تولید قند در بسیاری از کشورها افزایش خواهد یافت و همراه با وانکش بازارهای خارجی به نیازهای ایالات متحده، قیمت جهانی قند افزایش مییابد. این مسئله به اقتصاد کشورهای تولیدکننده قند که از تقاضای بیشتر و قیمتهای بالاتر سود میبرند کمک قابل توجهی خواهد کرد.
| سال معرفی : | 1374 |
| مبدا : | کرج-بخش تحقیقات غلات |
| شجره : | CF1770/1-27-6275 |
| تیپ رشد : | بینابین |
| میانگین ارتفاع بوته : | 5/107 سانتیمتر |
| تاریخ رسیدن : | نسبتا دیررس |
| میانگین وزن هزاردانه : | 40 گرم |
| رنگ دانه : | زرد کهربایی |
| مقاومت به خوابیدگی : | نیمه مقاوم |
| مقاومت به ریزش : | مقاوم |
| واکنش به امراض : | نسبتا مقاوم به زنگ زرد و نسبتا حساس به زنگ قهوه ای در برخی مناطق |
| واکنش به تنش های محیطی : | نسبتا متحمل به شوری و خشکی و مقاوم به سرما |
| میانگین عملکرد دانه : | 40/6 تن در هکتار |
| کیفیت نانوایی : | خوب |
| میانگین درصد پروتئین دانه : | 5/12 |
| مناطق مورد کشت : |
كليه مناطق سرد كشور بخصوص استانهاي آذربايجان غربي و شرقي ،اردبيل، كردستان، همدان،زنجان و چهار محال و بختياري |
هر چه طول دوره تنش افزوده میگردد گیاه ضعیفتر شده از قدرت حیاتی آن کاسته میشود. هنگامی که از قدرت سازگاری گیاه کاسته میشود دامنه آسیبهای وارده بر گیاه افزایش مییابد به طوری که ممکن است این آسیبها به صورت تغییر ناپذیر (پایدار) درآیند. تنشها به طور معمول بر روی هم اثر متقابل داشته و به وجود آمدن یک تنش محیطی با ایجاد یک تنش دیگر همراه است. به عنوان مثال تنش حرارتی منجر به تنش آبی یا خشکی میباشد. تنشها میتوانند زیستی (Biotic stress) و غیر زیستی (Abiotic stress) باشند. تنش غیر زیستی مانند تنشهای شیمیایی (شوری، مسمومیت یونی، آلودگی محیط، علفکشها و آفت کشها)، حرارت (سرما و گرما)، آب (خشکی و غرقابی)، تشعشع (مادون قرمز، ماوراء بنفش) و تنش زیستی شامل علفهای هرز، حشرات، نماتدها و ارگانیزمهای بیماریزا و آفات میباشد. موجودات در برابر یک تنش خاص به طور متفاوتی واکنش نشان میدهند که این واکنش بسته به ژنتیک این موجودات و اصل واکنش تعیین میشود. علاوه بر این طبیعت و شدن واکنش گیاه نسبت به یک عامل تنشزا بسته به سن، قدرت سازگاری، فصل و یا دوره فعالیت موجود و دیگر عوامل ممکن است به طور چشمگیر متفاوت باشد.
ترکیبی از عوامل تنشزا ممکن است سبب تقویت، تضعیف، تخفیف یا حتی معکوس شدن روند واکنش گیاه نسبت به یک عامل تنشزا گردد.
تحمل یک تنش عبارت از ظرفیت یک گیاه برای زنده ماندن و رشد است تی اگر تحت تأثیر یک محیط نامناسب قرار گیرد. گیاه میتواند به مدت طولانی اثرات تنش را بدون آنکه بمیرد و یا از آسیب غیر قابل ترمیم لطمه ببیند تحمل نماید. یک چنین تحمل یا مقاومت ممکن است رشد و نمو گیاه را تغییر دهد. بنابراین، در رحلهای از نمو گیاه ممکن است از تنش آسیب ببیند، در صورتی که در مرحله دیگر نسبت به آن به طور کامل مقاوم باشد.
افزون بر آن تنش ممکن است متابولیسم گیاه را تغییر دهد. این فرآیندها سازش گذرا یا نطباق نامیده میشوند و از تغییر این گونه شرایط مرفولوژی گیاه تغییر میکند و این عمل گیاه را در مقابل تنش مقاوم میسازد. گیاهانی که در محیط جدید سازش حاصل میکنند میتوانند در ان زنده بمانند.
تعدادی از گونههای گیاهی رشدشان را از لحاظ زمانی به گونهای تنظیم میکند که بتوانند در صورت بروز نوعی تنش از آسیب پذیری امان بمانند.
Levitt مقاومت به تنش را به (تحمل تنش) و (اجتناب از تنش) تقسیم کرد. اجتناب از تنش موقعی صورت میگیرد که گیاه از لحاظ ترمودینامیکی با تنش به حالت تعادل میرسد بدون آنکه آسیب ببیند و اگر هم آسیب پیدا کند قابل ترمیم است. در نتیجه روش مقاومت به تنش در گیاهان یا به صورت پرهیز از تنش و یا بردباری در برابر تنش میباشد.
تعریف تنش به معنای وسیع آن به هر عامل یا ترکیبی از عوامل محیطی اطلاق میگردد که باعث شود گیاه نتواند به اندازه توان بالقوه ژنتیکی خود رشد کند. به عبارت دیگر تنش عبارت است از هر گونه تغییر در عوامل طبیعی نسبت به شرایط بهینه رشد گیاه که رشد و نمو را کاهش و یا به طور نامطلوب تغییر داده و موجب کاهش رشد و عملکرد گیاه گردد. در بیشتر موارد تنش به عنوان دور شدن از شرایط معمول زندگی و ایجاد تغییرات و واکنشهایی در کلیه سطوح عملکرد در نظر گرفته شده است، این تغییرات قابل برگشت بوده و یا مکن است پایدار باقی بماند.
هر نوع تغییری در شرایط محیط که باعث شود واکنش گیاه مطلوب نباشد تنش بیولوژیکی گویند. هر نوع تغییر محیطی که باعث شود گیاه از رشد بهینه خود بیرون رود. پس تنش یا تنش در علم بیولوژیکی، قبل از آنکه یک معنی دقیق داشته باشد، یک مفهوم ذهنی دارد. به عبارت دیگر باید با تجربه و علمی که داریم گفت که چه عاملی طبیعی (نرمال) و چه عاملی غیر نرمال است. در علم بیولوژیکی هر عامل را که به عنوان استاندارد انتخاب نماییم خروج از آن تنش محسوب میشود به عنوان مثال درجه حرارت 20 درجه برای Agropyron بهینه است ولی تغییر از این درجه حرارت تنش نامیده میشود.
شرایط زندگی موجودات زنده با هم فرق میکند زیرا که برای یک موجود ممکن است تنشزا و برای دیگری ممکن است به آن اندازه ایجاد تنش ننماید. به عنوان مثــال در باکتری Hallobacter (باکتری شوره بردار) که در دریاچه و دریاهای نمکدار زندگی میکند، این شرایط برای خیلی از موجودات دیگر تنشزا است، در صورتی که برای خودش تنشزا نیست.
تنش در علم بیولوژیکی از یک فشار یا عاملی که از چندین نیرو یا چندین اثر که فعالیت سیستمهای طبیعی و نرمال را مختل میسازد تشکیل شده است. تنش نتیجه روند غیر عادی فرآیندهای فیزیولوژیکی است که تأثیر ترکیبی از عوامل زیستی و حیطی اصل میشود. یک اشاره ضمنی در خود کلمه تنش وجود دارد و آن عبارت از این است که تنش دارای توان آسیب رسان است که به عنوان نتیجه یک متابولیسم غیر عادی روی میدهد و ممکن است به صورت کاهش رشد، بخشی از آن به صورت کاهش بازده یا مرگ بروز کند.
| گندم نان مارون | |
| سال معرفی : | 1370 |
| مبدا : | کرج-گچساران |
| شجره : |
Avd*Pchu((28mt54A*N10-Brv21-1c/Kt54B) Nar59> 1093))7c |
| تیپ رشد : | بهاره |
| میانگین ارتفاع بوته : | 94 سانتیمتر |
| تاریخ رسیدن : | زودرس |
| میانگین وزن هزاردانه : | 5/39 گرم |
| رنگ دانه : | زرد کهربایی |
| مقاومت به خوابیدگی : | مقاوم |
| مقاومت به ریزش : | مقاوم |
| واکنش به امراض : | حساس به زنگ های زرد ،سیاه و قهوه ای،متحمل به خشکی و شوری |
| واکنش به تنش های محیطی : | متحمل به خشکی و شوری |
| میانگین عملکرد دانه : | 04/3 تن در هکتار |
| کیفیت نانوایی : | خوب |
| میانگین درصد پروتئین دانه : | 3/12 |
| مناطق مورد کشت : |
مناطق گرمسير كهكيلويه و بوير احمد، مناطق مرتفع ترشمال ، شمال شرقي و شرق خوزستان (بصورت ديم)،فارس و لرستان |
Email: mafi.hassan@gmail.com
بخش شکمی جدار مریکارپ مسطح و بخش پشتی آن محدب است و دارای 5 ضلع برجسته یا خطوط پره مانند طولی است که این پره ها یکی در پشت ، دو تا در طرفین و دو تا در حاشیه مریکارپ قرار دارند.
از هر پره یک دسته آوندی عبور می کند که آوند های چوبی در داخل و آوند های آبکش در داخل قرار دارند.گرده افشانی در این گیاه توسط باد و به ندرت حشرات انجام می گیرد . چتر ها از پائین بو ته به سمت بالا و از اطراف به مر کز تولید بذر می کنند که نشان دهنده گل اذین نامحدود آن است.
شرح گیاه
گیاهی کوچک، علفی به ارتفاع 15 تا 50 سانتی متر و دارای ریشه دراز باریک به رنگ سفید و ساقه ای راست و منشعب به تقسیمات دو تایی است منشأ اولیه آن ناحیه علیای مصر و سواحل نیل بوده است ولی امروزه به حالت نیمه وحشی در منطقه وسیعی از مدیترانه ، عربستان ، ایران، و نواحی مختلف می روید و یا در این نواحی پرورش می یابد.
برگهای آن متناوب، شفاف، بی کرک، منقسم به بریدگیهای بسیار نازک و ظریف ولی دراز و نخی شکل است. گلهائی کوچک ، سفید یا صورتی رنگ و مجتمع به صورت چتر مرکب دارد. میوه آن بیضوی کشیده، باریک در دو انتها، بسیار معطر ، به طول 6 میلی متر، به قطر 5/1 میلی متر و پوشیده از تارهای خشن است.بعضی از واریته های این گیاه میوه های عاری از تار دارند.رنگ میوه بر حسب واریته های مختلف گیاه ممکن است زرد تیره یا خرمائی مایل به سبز و یا خاکستری باشد.
نیاز اکولوژیکی
چون زیره سبز گیاهی مدیترانه ای است، لذا در طول رویش به حرارت مناسب و نور کافی نیاز دارد مقدار اسانس گیاهان که در مناطق گرم با نور فراوان می رویند بیش از مناطق دیگر است. این گیاه در مرحله گل دهی و تشکیل میوه به رطوبت کمتری نیاز دارد. خاکهای با بافت متوسط و خاکهای لوم شنی، خاکهای مناسبی برای تولید زیره سبز هستند. کشت در خاکهای سبک شنی و تهی از مواد و عناصر غذایی مناسب نیست چون این خاکها شرایط را برای ابتلای گیاهان به بیماریهای قارچی آماده می کنند. PH خاک برای کشت زیره سبز 5/4 تا 2/8 مناسب است.
آماده سازی خاک
در اوایل پائیز 15 تا 20 تن در هکتار کودهای حیوانی کاملاً پوسیده به زمین اضافه نموده و سپس شخم زده می شود و در ادامه زمین را باید تسطیح نمود. خاک باید نرم باشد وسله تولید نکند قبل از کشت زمین را آماده و آنرا کرت بندی می کنند.
تاریخ و فواصل کاشت
از تناوب کاشت زیره با گیاهان تیره جعفری باید خوداری نمود. زیرا زیره سبز به بیماریهای قارچی بسیار حساس بوده و بیماریهای گیاهان تیره جعفری کم و بیش مشابه هستند.
تکثیر گیاه توسط بذر صورت می گیرد. تاریخ کشت به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد. بطوریکه در مناطق معتدل یک محصول پائیزه در مناطق سرد به صورت یک محصول بهاره کشت می شود اواسط پائیز (آبان ماه) زمان مناسبی برای کشت پائیزه است. در حالیکه کشت بهاره در اسفند انجام می گیرد.
اگر زیره سبز ردیفی کشت شود،فاصله ردیف ها 15 تا 20 سانتی متر مناسب است.هر هکتار زمین به 12 تا 15 کیلوگرم بذر با کیفیت نیاز دارد. عمق بذر به تناسب بافت خاک بین 5/1 تا 2 سانتی متر مناسب است. پس از کشت از انجام هر گونه عملی که سبب جابجائی بذر شود باید خودداری نمود.
کاشت
کشت زیره سبز توسط بذر و مستقیماً در زمین اصلی صورت می گیرد. مدتی قبل از کاشت زمین را باید آبیاری نمود. بذرها را می توان پس از مخلوط کردن با ماسه نرم به صورت دست پاش در سطح زمین پاشید در بعضی نقاط زیره سبز را به صورت ردیفی کشت می کنند.برای افزایش قوه رویشی بذرها را باید به مدت 24 تا 36 ساعت در آب خیس نمود.
پس از کاشت بلافاصله باید زمین را آبیاری کرد. آبیاری نباید شدید باشد تا بذرها شسته شود و در مرکز کرتها متراکم شود.دومین آبیاری باید 8 تا 10 روز پس از اولین آبیاری انجام گیرد. رویش بذرها پس از دومین آبیاری آغاز می شود. چنانچه منطقه کشت از دمای بالایی برخوردار باشد باید 5 تا 6 روز پس از دومین آبیاری مجدداً گیاهان را آبیاری نمود. این آبیاری سبب می شود تا رویش بذرها تکمیل شود گیاهان را باید هر 12 تا 20 روز (بسته به شرایط آب و هوائی) آبیاری کرد. اضافه کردن 20 تا 30 کیلوگرم در هکتار ازت 40 تا 50 روز پس از کشت به همراه آبیاری سبب افزایش عملکرد می شود.
داشت
چون زیره سبز ارتفاع کمی دارد و اگر امکان رویش به علفهای هرز داده شود،نه تنها می تواند بر زیره سبز غلبه کند و جذب آب و کسب نور را دچار اشکال سازند، بلکه سبب انتشار و گسترش آفتها و بیماریها نیز می شوند لذا وجین علف های هرز ضروری است. هنگامیکه ارتفاع بوته ها به پنج سانتی متر رسید باید وجین علف های هرز را آغاز و در طول رویش زیره سبز علفهای هرز را باید دو تا سه مرتبه وجین کرد. برگرداندن خاک بین ردیفها نیز نقش عمده ای در افزایش عملکرد دارد. آبیاری باید با دقت انجام گیرد. هنگام گل دهی و تشکیل میوه، گیاهان به حداقل آبیاری نیاز دارند. آبیاری زیاد نه تنها سبب کاهش عملکرد می شود بلکه شرایط را برای ابتلاء به بیماریهای قارچی آماده می کند.
بیماریهای قارچی زیره سبز یکی سفیدک سطحی است که برای مبارزه با آن باید از قارچ کش های سولفوره و تابل به مقدار یک کیلوگرم در هکتار یا از کاراتان به مقدار 5/0 لیتر در هکتار به صورت محلول پاشی استفاده کرد.از دیگر بیماری قارچی بلایت زیره است که در مرحله گل دهی به گیاهان آسیب می رساند.وجود لکه های قهوه ای رنگ بر روی ساقه،برگها از علائم این بیماری است برای مبارزه با آن از قارچ کش های حاوی ترکیبات مس نظیر دیتان، بلیتوکس (Blitox 50)، کوپرومار (Cupromar) به مقدار 6/0 تا 1 کیلوگرم در هکتار می توان استفاده نمود پوسیدگی ریشه نیز از بیماریهای دیگر زیره است که در تمام مراحل رویش زیره سبز را تهدید می کند که جهت کنترل از مخلوط کاراتان و دیتان می توان استفاده نمود.
برداشت
محصول معمولاً 100 تا 120 روز پس از کشت آماده برداشت میشود از اردیبهشت تا اوایل خرداد می توان زیره سبز را برداشت نمود. عمل برداشت معمولاً با دست انجام می گیرد. گیاهان را با دست از ریشه بیرون کشیده یا با داس برداشت می کنند. سپس آنها را باید خشک نمود. پس از بوجاری باید بذرها را از سایر اندام ها جدا و با استفاده از جریان هوا آنها را تمیز و بسته بندی کرد.
عملکرد بذر بسیار متفاوت است و به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد. از هر هکتار 8/0 تا 1 تن بذر تولید می شود.
دامنه انتشار
خراسان: سبزوار ، علی آباد، مشهد ،صالح آباد تهران ، بین تهران و سمنان در ناحیه ای بنام کیش لک در ارتفاعات 900 متری به حالت خودرو و نیمه خودرو سمنان ، دامغان ، سرخه در 1100 متری پرورش آن در غالب نواحی مساعد صورت می گیرد.
ترکیبات شیمیایی
زیره دارای تانن ، روغن زرین و اسانس است . اسانس زیره را از تقطیر میوه له شده تحت اثر بخار آب بدست می آورند . این اسانس مایعی است بیرنگ که در اثر ماندن ابتدا برنگ زرد و سپس قهو ه ای رنگ می شود .
بوی زیره مربوط به آلدئیدی بنام کومینول است . مقدر کومینول در زیره بسته به محل کشت آن بین 30 تا 50 درصد است .
ضد تشنج است . برای برطرف کردن بیماری صرع مفید است. در دفع گاز معده موثر است . قاعده آور است . عرق آور است. برای رفع برونشیت از دم کرده زیره استفاده کنید . برای برطرف کردن سوءهاضمه مفید است. ترشحات زنانگی را برطرف می کند. برای تحریک اشتها زیره سبزه را با سرکه و آب مخلوط کرده و قبل از غذا بخورید . برای برطرف کردن قطره قطره ادرار کردن زیره را تفت داده و سرخ کنید سپس با آب بخورید . برای رفع نفخ روده و معده می توانید دم کرده زیره را تنقیه کنید . برای التیام زخم چشم ، دانه های له شده زیره سبز را در آب برنج خام خیس کرده و سپس مایع بدست آمده را قطره قطره روی زخم چشم بریزید. هنگامیکه اطفال شیر خوار دل درد دارند و نفخ در شکم شان پیچیده چند قطره اسانس زیره را با روغن بادام مخلوط کرده و با آن شکم آنها را ماساژ دهید . و بالاخره زیره را در غذاهایی که نفاخ هستند مخصوصا حبوبات استفاده کنید(1).
سرما و مقاومت به آن در گیاهان:
- تنش دمای پایین
یکی از مهمترین عوامل محیطی محدود کننده رشد گیاهان، دمای پایین می باشد. گونه های مختلف گیاهی از نظر قابلیت تحمل به تنش دمای پایین، بسیار متفاوتند. گیاهان گرمسیری حساس به سرما، حتی در دمای بالاتر از دمای انجماد بافتها، بطور جبران ناپذیری آسیب می بینند. گیاه بواسطه اختلال در فرآیندهای متابولیکی، تغییر در خواص غشاءهای سلولی و اندامکی، تغییر در ساختمان پروتیینها و اثرات متقابل میان ماکروملکولها، و نیز توقف واکنشهای آنزیمی دچار صدمه میگردد. گیاهانی که به یخبندان حساس ولی به سرما متحمل هستند، در دمای اندکی زیر صفر قادر به ادامه حیات بوده، ولی بمحض تشکیل کریستالهای یخ در بافتها، بشدت آسیب می بینند. این در حالی است که گیاهان متحمل به یخبندان قادر به ادامه حیات در سطوح متفاوتی از دماهای یخبندان هستند، البته درجه واقعی تحمل بستگی به گونه گیاهی، مرحله نمو گیاه و مدت زمان تنش دارد.
قرار گرفتن گیاهان در معرض دمای زیر صفر منتج به تشکیل کریستالهای یخ در فضای بین سلولی، خروج آب از سلولها و از دست رفتن آب سلول (پسابیدگی) میگردد. بنابراین، تحمل به یخبندان با تحمل به پسابیدگی (که در اثر خشکی یا شوری زیاد بوجود می آید)، همبستگی شدیدی دارد. پسابیدگی ناشی از یخبندان سبب اختلالات گوناگونی در ساختمانهای غشایی از جمله بهم چسبیدن غشاءها میگردد. اگرچه پسابیدگی سلولی ناشی از یخبندان، علت اصلی صدمات ایجاد شده در اثر یخبندان می باشد، ولی عوامل دیگری هم در این امر دخالت دارند. کریستالهای در حال رشد یخ سبب وارد آمدن خسارات مکانیکی به سلولها و بافتها میشود. دمای بسیار پایین حاکم در شرایط وقوع یخبندان فی نفسه و پسابیدگی ناشی از آن سبب واسرشتگی پروتیینها و تخریب کمپلکس های ماکروملکول میگردد. وجه مشترک همه تنشهای پیچیده ای نظیر دمای پایین، تولید گونه های اکسیژن فعال (ROS) می باشد، که میتواند سبب صدمه دیدن ماکروملکولهای مختلف درون سلول گردد. دمای پایین بخصوص وقتی با یخبندان همراه باشد، با سیستمهای موثر جلوگیری کننده از تولید اکسیژن فعال که عامل وقوع تنش اکسیداتیو است، همبستگی دارد.
گیاهان نواحی معتدله با فعال نمودن مکانیزم سازگاری به سرما که منتج به افزایش تحمل به یخبندان میگردد، به دمای پایین واکنش نشان میدهند. این فرآیند سازگاری با تغییر نحوه ابراز برخی ژنهای مسوول واکنش به تنش همراه است. این ژنها تولید پروتیینها و متابولیتهای نگهدارنده ساختمانهای سلولی و حافظ نقش آنها در مقابل اثرات منفی یخبندان و پسابیدگی ناشی از آن را کنترل می نمایند. تغییر در ابراز ژتهای عامل واکنش به سرما توسط مجموعه ای از فاکتورهای رونوشت برداری که به محرکهای دمایی واکنش نشان میدهند، کنترل میگردد.
در اثر سرما تغییرات وسیعی در رفتار غشاها ، چربی ها آنزیم ها رنگیزه ها و اسکلت سلولی گیاهان گرمسیری بوجود می آید. برخی از این تغییرات می توانند به عنوان اثرات اولیه ای تلقی شوند که منجر به عدم تعادل متابولیکی ، تلفات آب نشت یون ، از دست رفتن جایگزینی سلولی و نهایتا مرگ سلول می شوند.
مکانیزم هایی که گیاهان مقاوم به سرما بدان وسیله از تغییرات جلوگیری می کنند به خوب شناخته نشده است و تحقیقات بسیار زیادی برای درک اینکه چگونه غشاها و پروتئین ها به نحوی تغییر می یابند که می توانند در مقابل سرما پایدار بمانند ، لازم است. مقاومت به سرمازدگی یک صفت چند ژنی است و بنا بر این اصلاح گران در اتقال صفت مقاومت به سرما به گیاهان حساس به سرما با مساله پیچیده ای روبرو هستند.
سرما و يخ زدگی همه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليد کشورتحميل می کند. بنابر اين برای مقاومت گياهان به سرماويخ زدگي لازم است تا مديريت تنش رعايت شود.
به گزارش خبرگزاري كشاورزي ايران (ايانا) سعيد ترکش اصفهانی_کارشناس ارشد اصلاح نباتات در مقاله اي به بررسي اثرات سرما بر گياهان پرداخته است.
در اين مقاله آمده است: سرما و يخ زدگی ازمهمترين عوامل قهری خسارتزا درمحصولات کشاورزی است وهمه ساله خسارات قابل توجهی را به اقتصاد وچرخه توليدکشور تحميل می کند.
سهم عامل تنش سرما و يخبندان نسبت به ساير عوامل تهديد کننده در زيربخشهای زراعی و باغی از وزن بسيار بالايی برخوردار است و پهنه وسيعي از حاصلخيزترين مناطق توليدی کشور ما و قسمت عمده محصولات اقتصادی مهم کشورهمه ساله در معرض تهديد تنش سرما و يخزدگی قرار دارند.
اين مقاله در خصوص تعريف تنش و عوامل تنش زا مي افزايد: تنش عبارت است از هر گونه انحراف معنی دار از شرايط بهينه برای زندگی موجود زنده، و عوامل تنش زا باعث تغيير و اختلال در فرايندهای فيزيولوژيکی گياهی مي شوند واز اين طريق توليد گياهان زراعی را تحت تاثير قرار مي دهند.
تنشهاي محيطي عبارتند از:عوامل بيماريزا،علفهاي هرز،آفات ،آسيب هايمکانيکی،درجه حرارت،آب،خاك و ...
همچنين انواع يخبندانها كه باعث خسارتهاي زيادي مي شوند عبارتند از: يخبندانهای تشعشعی و يخبندانهای انتقالی.
اين مقاله در خصوص روشهای مقابله با خسارتهای ناشی از سرما و يخبندان مي افزايد: روشهای فعال (کوتاه مدت) و روشهای غيرفعال (درازمدت) برخي از اين روشها هستند.
همچنين آنچه که معمولا در جهت مقابله با سرما و يخبندان انجام مي شود, حفاظت در برابر يخبندانهای تشعشعی است و روشهای حفاظتی نقش چندان موثری برای مقابله با يخبندانهای انتقالی ندارد.
بخاريها- سيستمهای آبياری و ماشينهای باد از مهمترين روشهای حفاظتی کوتاه مدت هستند.
خصوصيات استفاده از بخاريها عبارتند از: بالا بودن هزينه سوخت ،کارآيی بيشتر در باغهای ميوه نسبت به مزارع ، حداکثر کارآيی در شرايط وارونگی دمايی، مزيت تعداد زياد بخاريهای کوچک بر تعداد اندک بخاريهای بزرگ.
همچنين اساس استفاده از سيستمهای آبياری، افزايش ظرفيت و هدايت گرمايی خاک و آزادسازی گرمای نهان آب در هنگام يخ زدن را باعث مي شود،كه انواع ان عبارت است از:
آبياری سطحی (غرقابی و شياری)، آبياری بارانی ، سيستمهای آبپاش(رودرختی و زيردرختی) و آبياری قطره ای.
استفاده از روش ماشينهای بادنيز، تنها در صورت وجود وارونگی دمايی کارآيی استفاده دارند تا به صورت ترکيبی با ساير سيستمهای حفاظتی مورد استفاده قرار گيرند و ميزان کارآيی انها به شدت وارونگی دما بستگي دارد .
ساير روشهای حفاظتی فعال نيزعبارت است از: استفاده از بالگرد، دستگاههای مولد مه، پوشاندن گياه با پوششهای مخصوص،مالچ پاشی، استفاده از
پوشش کف يا فوم، استفاده از سيستم ) SIS Inverted Sink (Selected ، استفاده از سيستمهای تلفيقی، استفاده از بالگرد سبک در نقاط تجمع هوای سرد در سطح مزارع، پرواز بالگرد در ارتفاع پايين جهت بر هم زدن لايه های وارونگی و پوشش خاک با استفاده از مالچ جهت جلوگيری از هدر رفت گرمای خاک.
انواع سيستم های SIS نيز عبارتند از: دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين، دستگاه HEAT DRAGON جهت گرم کردن هوای سرد مجاور سطح زمين.
مهمترين روشهای حفاظتی غيرفعال نيز عبارتند از: انتخاب مکان مناسب، انتخاب محصول، انتخاب واريته، پوشش زمين، عمليات به زراعی(کوددهی, هرس, شخم,آبياری, تاريخ کاشت, عمق کاشت, و....)، به کارگيری سيتمهای نظارتی جامع مجهز به حسگرهای دمايی و زنگ اخبار(Monitoring)و استفاده از مواد شيميايی است.
بنابراين: اصلاح براي مقاومت به سرما و اصلاح براي مقاومت به يخزدگي (از نظر تئوري، عملي و مفهومي)از يکديگر متفاوت است، منظور ازسرما، کاهش دما به حدود صفر درجه سانتيگراد ويا چند درجه بالاتراست که می تواند برحسب نوع گياه ودرجه مقاومت آن، به اندامهای مختلف(گل، برگ، ميوه، جوانه وشاخه) خسارت وارد کند.
اين مقاله گياهان را از نظر طبقهبندي انها براساس واكنش آنها به دماهاي پايين ، به گياهان: حساس به سرما، حساس به دماهاي سرد بالاي صفر، حساس، حساس به درجه حرارتهاي يخبندان كم يا دماهاي نزديك به صفر درجه سانتيگراد، كمي مقاوم، زندهماندن در دماهاي انجماد تا -5 درجه سانتيگراد، نيمهمقاوم، زندهماندن در دماهاي انجماد در محدوده -5 تا -10 درجه سانتيگراد، بسيار مقاوم، زندهماندن در دماهاي انجماد در محدوده -10 تا -20 درجه سانتيگراد، خيلي زياد مقاوم، گونههاي با حداكثر مقاومت به يخزدگي كه توانايي تحمل سرماهاي بسيار شديد(فراسردي) را دارند.
اساس ژنتيكي تحمل به سرما عبارت است از: پلی ژن بودن وراثت اکثر صفات مهم اقتصادی از جمله مقاومت به سرما و يخبندان، تحت تاثير محيط بودن اين صفات و دشواری اندازه گيری آنها، متکی بودن مطالعه اين صفات بر روشهای آماری پيچيده و شاخصهای آماری مانند ميانگين, واريانس, کوواريانس, شاخصهای چندمتغيره و.....
استراتژي هاي بهنژادي براي افزايش مقاومت گياهان به سرمانيز عبارتند از: اصلاح تدريجی گياهان برای مقاومت به سرما و يخبندان از طريق کاربرد روشهای مرسوم اصلاحی و انتخاب، انجام هيبريداسيون بين گياهان زراعی و خويشاوندان وحشی آنها که دارای صفت مقاومت به سرما و يخبندان هستند، اهليكردن گونه هاي وحشي كه در محيطهاي سرد به خوبي رشد ميكنند از طريق اصلاح و انتخاب براي بهبود صفات زراعي آنها، شناسايي ژنهاي مقاومت به سرما و يخزدگي، كلونكردن آنها و دستورزي ژنتيكي آنها با استفاده از روشهاي بيولوژي مولكولي، معرفي ژني خالص و نو به محيطهاي سرد به منظور وسعت بخشيدن به منابع پايه ژني، مثالهاي كمي در مورد هيبريداسيون بينگونهاي شامل گوجهفرنگي و گندم وجود دارد.
در جمعيتهاي اصلاح شده و سازگار گياهان مختلفي مانند ذرت، تنوع ژنتيكي فراواني براي مقاومت به تنش سرما ديده شده است اما استفاده از نژادهاي خارجي مقاوم نيز موقعيتهاي مناسبي را جهت اصلاح مقاومت بهتنش سرما در اين گياهان فراهم مي کند .
به عنوان مثال در اصلاح سيب زميني ميتوان از منابع ژنتيكي وحشي مانند گونههاي وحشي سيب زميني مقاوم به يخزدگي به عنوان والد در تلاقيها استفاده كرد.
اين مقاله در پايان مي افزايد: در هر گياه زراعي عملكرد نتيجه نهايي تمامي فرآيندهاي بيوشيميايي و فيزيولوژيكي، از زمان سبزشدن تا بلوغ فيزيولوژيكي و تأثيرات متقابل اين فرايندها با محيط است، اختلاف بين عملكرد ثبت شده و ميانگين عملكردها، به عواملي كه از بروز كامل پتانسيل ژنتيكي گياهان جلوگيري ميكنند مربوط ميشود، براي تعدادي از مؤلفه هاي صفات مقاومت به سرما، تنوع ژنتيكي وجود دارد. تركيبي از مقادير كمي از اين تنوع، با برخي ازتكنولوژيهاي دقيق اصلاحي كه در اينجا بحث شد، ميتواند زمينه را براي دستكاري ژنهايي در زمينههاي ژنتيكي خالص فراهم سازد.
در مناطقي كه گياهان حساس به سرما كشت ميشود، هر جا كه دماهاي سرد درطول فصل رويش غالب است، اصلاح مقاومت به سرما كه منجر به توليد بهتر در مزرعه ميشود، ميتواند قسمتي از تفاوت بينعملكردهاي بهينه و عملكرد واقعي را كاهش دهد.
اصلاح يك صفت مقاومت به سرما به صورت منفرد نميتواند در يك محيط داراي محدويت از نظر دما، اثري روي عملكرديك ژنوتيپ خاص داشته باشد، بلكه راه بهتر اين است كه چندين صفت مقاومت را در زمينه ژنتيكي مناسب جمعآوري كنيم تاژنوتيپهايي به دست آيند كه توانايي توليد را در شرايط دمايي سرد طي فصل رشد داشته باشند.
مواد و روش ها
به منظور بررسی تحمل گیاه زیره به سرما آزمایش به صورت اسپلیت پلات فاکتوریل در قالب طرح کاملا تصادفی در سه تکرار در گلخانه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی به اجرا در آمد.
فاکتورهای مورد آزمایش شامل خو سرمایی (خوسرمایی و عدم خوسرمایی ) به عنوان پلات اصلی و ترکیب اکوتیپ (تربت ، قوچان، سبزوار، خواف،قائن)در دما(0 ،3-، 6-،9-،12-،15- درجه سانتیگراد) به صورت فاکتوریل در پلات فرعی در نظر گرفته شده بود. تحمل به سرما و بازیافت گیاه از طریق اندازه گیری صفاتی مانند درصد بقا و دمای کشنده برای 50% از نمونه ها (LT 50 ) سه هفته پس از اعمال تیمار یخ زدگی و ارتفاع گیاه تعداد گره در ساقه اصلی ، وزن خشک گیاه ، دمای کاهنده 50% وزن خشک گیاه ( DMT50 ) در پایان اندازه گیری مورد نظر بود که به دلایلی آزمایش ادامه نیافت.
بذور پنج اکوتیپ زیره با دقت به صورت منوکارپ در آمد. سپس با قارچ کش کربوکسی تیرام به مدت 24 ساعت آغشته شد. این عمل بواسطه قرار دادن بذور در دستمال های پارچه ای و خیساندن آنها توسط آب شهری بود.به گونه ای که آب از شیر با دبی تقریبی 1 قطره در ثانیه بر دستمال های حاوی بذر و قارچ کش ریخته و از سمت دیگر اضافی اب از دستمال ها خارج می شد. سپس بذور ضد عفونی شده را در پتری دیش کشت کرده و بیش از 50% از بذور تمام اکوتیپهای مورد نظر پس از 72 ساعت جوانه زدند، که این زمان به عنوان زمان جوانه زنی ثبت شد. سه روز پس از جوانه زنی بذور مذکور توسط پنس آغشته به وایتکس رقیق شده در لیوان های پلاستیکی ( با قطر 8 cm) که از قبل در زیر آنها زهکش تعبیه شده بود قرار داده شد. خاک مورد استفاده مخلوطی از ماسه و خاک برگ ضد عفونی شده بود که با آون استریل شد. بستر کشت متشکل از این دو ماده به نسبت مساوی بود. خاک پیش از کشت خیس شده روی بذور کشت شده در لیوان ها ماسه ای به ضخامت 3 تا 4 میلیمتر پوشانده شد.
لیوان ها هر یک روز در میان آبیاری شده و در شرایط دما و رطوبتی گاخانه های تحقیقاتی نگهداری شدند. پس از حدود 4 روز گلدانها به مرحله سبز شدن رسیدند. در ابتدای کار تمامی اکوتیپهای مورد آزمایش به خوبی سبز شدند و مشکلی نیز در مورد بوته میری مشاهده نشد . ولی باگذشت حدود یک هفته از زمان سبز شدگی ، در تمامی اکوتیپ ها کمابیش علائم بوته میری مشاهده شد. پس از حدود پانزده روز(مرحله دو برگ حقیقی) عوارض بوته میری به گونه بود که ادامه آزمایش غیر ممکن نمود.
منبع: http://articls.oxinads.com


